عبور از آخرین خاکریز – 37

دکتر احمد عبدالرحمن

25 مهر 1405


با پایان یافتن سال 1980 رسانه‌های تبلیغاتی بین‌المللی در مورد عزیمت پنج و یا شش لشکر ایرانی از مناطق شرق و شمال ایران به جبهه‌ها داد سخن می‌دادند. این مسأله بسیار اهمیت داشت زیرا مطبوعات و رسانه‌های جمعی کشورها قبل از 22 سپتامبر در مورد حرکت لشکرها و واحدهای نظامی ایران به مناطق مرزی گزارش و یا خبری منعکس نکرده بودند و این مسأله جزو دلایلی است که ثابت می‌کند «بسیج نیروهای ایرانی» علیه عراق به هیچ‌وجه صحیح نیست. همچنین خبر حرکت این لشکرهای سازمان‌یافته نشان داد که ایران بعد از دفع حملات عراق تعادل خود را به دست آورده و اینک آماده است برای مجبور ساختن عراقی‌ها به عقب‌نشینی دست به ضدحمله‌های منظم و قدرتمندی بزند. در این حال کارشناسان سعی کردند محور یا محورهای ضدحمله‌های ایران را پیشگویی کنند. اکثر ناظران پیش‌بینی کردند که جبهه خوزستان محور اصلی حملات است.

در آن روز «خفاجیه» ـ که عراقی‌ها این نام را بر شهر ایرانی سوسنگرد اطلاق می‌کردند و مردم و ارتش عراق تا مدت زیادی نام آن را فراموش نخواهند کرد ـ صحنه مرگ و خون و حماسه بود. نیروهای مهاجم عراقی هنگام پیشروی سریع و ناگهانی توانستند به راحتی وارد شهر شوند ولی چند روز بعد به خاطر روبرو شدن با مقاومت شدید اهالی مجبور به عقب‌نشینی شده و در چند کیلومتری غرب این شهر استقرار یافتند. حملات ایران طی سه ماه به طور بی‌وقفه ادامه یافت، به طوری که عرصه بر نظامیان عراقی در آنجا تنگ شد. با این همه ایرانی‌ها تحولی اساسی در توازن قوا به وجود نیاوردند.

جهان در ژانویه 1981 منتظر شروع یک ضدحمله سازمان‌یافته از سوی ایران بود. سه ماه برای تثبیت مواضع نیروهای عراقی و آمادگی آنان برای دفع هر گونه ضدحمله نیروهای ایران کافی بود تا اینکه این ضدحمله آغاز شد. در پنجم ژانویه، یعنی روز قبل از سالگرد تأسیس ارتش عراق، نیروهای ایرانی با همیاری واحدهای زرهی، پیاده و نیروهای کماندو که با پشتیبانی از آتش توپخانه برخوردار بودند، دست به یک ضدحمله گسترده در منطقه سوسنگرد زدند. این حمله که از نوع کلاسیک بود با پشتیبانی آتش توپخانه، پیاده کردن نیروهای کماندویی، عبور از موانع آبی به وسیله پل‌ها و به حرکت در آوردن یگان‌های زرهی انجام گرفت. در نخستین مراحل عملیات پیشرفت هایی به دست آمد، به گونه‌ای که نیروهای عراق با تحمل خسارات سنگین مجبور به عقب‌نشینی شدند و ایرانی‌ها توانستند صدها نظامی عراقی را به اسارت درآورند. همچنین مقدار زیادی سلاح و تجهیزات از عراقی‌ها به غنیمت گرفتند و ضمن پیشروی، با رسیدن به خط توپخانه آن را پشت سر گذاشتند. این اشتباه خطرناکی بود که بعدها چند ‌بار تکرار شد، با این حال کسب تجربه‌هایی را برای ایران در بر داشت. نیروهای پیشرو، خطوط امدادی خودشان را توسعه دادند ولی امکانی پیش نیامد تا با نیروهای تازه‌نفس تعویض شوند، در نتیجه عراق با کمک تیپ‌های 10 و 30 زرهی خود، بعد از انهدام پل‌ها توسط بمباران‌ هوایی، به یک ضدحمله مبادرت ورزید که در نتیجه شکست بزرگی به نیروهای ایرانی وارد آمد و نیروهای عراق بعد از به غنیمت گرفتن تعداد کثیری تانک و خودرو به خطوطی که از آنجا عقب نشسته بودند پیشروی کردند.



 
تعداد بازدید: 37


ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید


         

اشتراک‌گذاری


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (8 + 1) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/52

52. مصاحبه‌کننده با زبان بدنِ مصاحبه‌شونده از جمله سکوت، چگونه رفتار کند؟
زبان بدن مصاحبه‌شونده یکی از مهم‌ترین نشانه‌هایی است که مصاحبه‌کننده می‌تواند بر اساس آن، مسیر گفت‌وگو را هدایت، پرسش‌های بعدی را انتخاب یا در صورت لزوم، سؤال‌ها را تغییر دهد. برخی مصاحبه‌شوندگان نیز بر اساس عادت یا ویژگی‌های فردی، بیش از کلام از زبان بدن برای بیان احساسات و دیدگاه‌های خود استفاده می‌کنند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید