به جای بهاریه
بهار در سایه جنگ
محیا حافظی
27 اسفند 1404
در سالهای گذشته، نوشتن بهاریه برای آغاز سال نو بیشتر با امید، تجدید حیات طبیعت و نو شدن روزگار همراه بود. بهار همواره یادآور بازگشت زندگی و آرامش پس از سرمای زمستان بود. اما امسال، در واپسین روزهای اسفند، حال و هوای دیگری بر سرزمین ما سایه انداخته است. صدای انفجار و خبرهای پیدرپی از حملات و ویرانیها، مجالی برای آن شور همیشگی باقی نگذاشته است. در روزهایی که کشور با جنگی سنگین و پرهزینه روبهروست و هنوز کسی نمیداند این بحران تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، سخن گفتن از بهار ناگزیر رنگ و بوی دیگری پیدا میکند.
در میان خبرهای تلخ این روزها، برخی وقایع چنان سنگیناند که برای سالها در حافظه جمعی مردم باقی خواهند ماند. شهادت رهبر انقلاب، حمله به دبستان دخترانهای در میناب، از دست رفتن جان افراد بیگناه و آسیب دیدن بیمارستانها و مناطق غیرنظامی از این دست رویدادها هستند. اینگونه رویدادها تنها خبرهایی گذرا در رسانهها نیستند؛ هر یک از آنها بخشی از تجربه زیسته یک جامعهاند که در حافظه مردم رسوب میکنند و بعدها در روایتها و خاطرات بازگو خواهند شد.
اینجاست که اهمیت تاریخ شفاهی بیش از پیش آشکار میشود. تاریخ شفاهی صرفاً گردآوری خاطرات گذشتههای دور نیست؛ بلکه ثبت تجربههای انسانی در لحظههای سرنوشتساز تاریخ است. امروز که جامعه ما با شرایطی دشوار و پرالتهاب روبهروست، هزاران روایت در حال شکل گرفتن است. از جمله روایت خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، روایت امدادگرانی که در میان آوار به دنبال نشانههای زندگی میگردند، روایت معلمان و دانشآموزانی که مدرسه و کلاس درسشان ناگهان به صحنهای دیگر تبدیل شده است و روایت مردمی که زندگی روزمرهشان زیر سایه جنگ ادامه دارد.
اگرچه اکنون زمان اندوه و نگرانی است، اما همین روزها نیز به بخشی از حافظه تاریخی ما تبدیل خواهند شد. سالها بعد، نسلهایی که این روزها را ندیدهاند، میخواهند بدانند مردم این سرزمین در چنین شرایطی چگونه زیستند، چه احساس کردند و چگونه با رنجها و امیدهایشان روبهرو شدند. پاسخ بسیاری از این پرسشها در روایتهایی نهفته است که امروز ثبت میشوند.
بهار امسال شاید با اضطراب و اندوه آغاز شود، اما در دل همین روزهای دشوار نیز انسانها همچنان روایتگر زندگیاند. تاریخ شفاهی به ما یادآوری میکند که در میان آمارها و گزارشهای رسمی، آنچه بیش از همه ارزش ثبت دارد تجربه انسانی است؛ صدای کسانی که این روزها را زندگی میکنند.
شاید بهار امسال بیش از هر زمان دیگری ما را متوجه این حقیقت کند که حافظه یک ملت تنها در اسناد رسمی شکل نمیگیرد، بلکه در خاطرات مردم عادی، در روایتهای کوتاه و در تجربههای زیستهای ساخته میشود که اگر ثبت نشوند، بهسادگی از دست خواهند رفت. وظیفه تاریخ شفاهی در چنین روزهایی نه فقط یادآوری گذشته، بلکه ثبت صادقانه اکنون است؛ اکنونی که روزی خود به بخشی از تاریخ تبدیل خواهد شد.
در این روزهای دشوار، بیتردید امیدی از دل مقاومت درونی ما شکوفا میشود؛ هماندلی که در تاریخچۀ بینظیر ایران، گاهبهگاه در برابر دشمنانِ سخت و بیرحم، شجاعت و همبستگی را نشان داده است. امروز هم میتوانیم این مسیر را با شجاعت پشت سر بگذاریم؛ همانگونه که قبلاً در مواجهه با تهدیدهای فراوان، تاریخ به ما نشان داده، ایران و ایرانیان در پایان پیروز و سربلند خواهند شد و دشمنانمان در نهایت از بین خواهند رفت. در این میان یادگاریهایی از قدرت، صلح و سرنوشتی روشن در دل تاریخ برایمان باقی خواهد ماند.
امید آنکه سالی که پیش روست، هرچه زودتر از سایه جنگ عبور کند و بهار، بار دیگر معنای واقعی خود را در زندگی مردم این سرزمین بازیابد.
تعداد بازدید: 101
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»
این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمانهای دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.





