خاطرات خانم جومای احمد کروفی
20 مهر 1405
جومای احمد کروفی، همسر شهید شیخ[1] ابراهیم یعقوب زکزاکی، مهمان دویستونودمین برنامه شب خاطره (اردیبهشت 1397) بود. خانم جومای از مبارزان شیعه نیجریه است که سه فرزندش مفقود شده و دو فرزندخواندهاش که در واقع فرزندان خواهرش بودند، شهید شدهاند. فوق لیسانس ارتباطات و کتابداری دارد و نویسنده چند کتاب، کارگردان و معلم است. او درباره پیادهروی اربعین به زاریا خاطره گفت. خانم جومای گفت: «این حرکت، مختص کشور نیجریه نیست. مردم از کشورهای مختلف آفریقا این کار را انجام میدهند. این تعداد به این دلیل برای دولت کشور نیجریه حساسیت ایجاد کرده است که زائرانی که برای پیادهروی اربعین به زاریا میآیند، بیش از 25 میلیون نفر هستند. این یک تهدید بزرگ برای جهان کفر، از جمله آمریکا و اسرائیل و همچنین عربستان سعودی است. برای همین آنها به کرّات دور هم جمع شدند تا ببینند که برای کشتن شیخ چه نقشهای میتوانند عملی کنند. تلاشهای زیادی برای کشتن او انجام دادهاند، اما به خواست خدا انجام نشد. زمانی که رئیسجمهور وقتمان، محمدو بوهاری، به ریاست جمهوری رسید، سفری به عربستان سعودی داشت و زمانی که برگشت، از روز اول ربیعالاول، زمانی که عزاداری محرم و صفر تمام شده بود و شیعیان زاریا در حسینیه بقیهالله(عج) جمع شده بودند که پرچم شادی و میلاد پیامبر(ص) را بر فراز حسینیه برافرازند، به شیعیانی که در آنجا جمع شده بودند، حمله کردند. زمانی که نیروهای ارتش بوهاری به سمت حسینیه آمدند تا نقشه شوم خودشان را اجرا کنند، شیعیان و مردمی که در حسینیه جمع شده بودند، مشغول تزئین آنجا و انجام برنامههایشان برای اجرای این مراسم بودند. آنها بلافاصله از ماشینهایشان پیاده شدند و اسلحههایشان را مسلح کرده و به سمت حضار شلیک کردند. من آن زمان در حسینیه نبودم و آنچه در حسینیه میگذشت را به من اطلاع دادند. لحظات اولی که نیروهای ارتش نیجریه متوجه این حرکت شدند و حمله را شروع کردند، هنوز مراسم شروع نشده بود و شیعیان در حال تدارک بودند، به همین دلیل تعداد حضار زیاد نبود. به محض اینکه خبر حمله پخش شد، تمام شیعیانی که در شهر بودند، با تلاش خودشان را به آنجا رساندند و جمعیتی بیش از ده هزار نفر در آنجا جمع شدند. جمعیت بیشتری میخواستند در آنجا حضور پیدا کنند، اما چون تجهیزات نظامی بسیاری از راهها را بسته بودند، مردم نتوانستند خودشان را برسانند. بسته شدن راهها باعث شد که افراد زیادی مانند من به منزل شیخ رفتیم تا ببینیم که در آنجا چه اتفاقی میافتد. بسیاری از افراد هم به مراکزی رفتند که مربوط به جنبش مقاومت اسلامی نیجریه بود. مردم بسیاری توانسته بودند در منزل شیخ حضور پیدا کنند. افرادی که در اطراف منزل شیخ جمع شده بودند، شاید حدود پنج هزار نفر بودند.
علاوه بر حملهای که به حسینیه بقیهالله(عج) شد، حدود ساعت 9 تا 10 شب، تعداد زیادی از افراد ارتش نیجریه اطراف منزل شیخ را محاصره کردند و تعداد زیادی از افراد جنبش مقاومت نیجریه تصمیم گرفتند برای رهبر خودشان فداکاری نشان دهند و یک سپر انسانی اطراف منزل او داشته باشند که ارتشیها نتوانند به رهبرشان نزدیک شوند. در این جریان بسیاری از جوانان و افراد جنبش به شهادت رسیدند، چون آنها دست در دست هم داده بودند و با بدنهایشان مانع شده بودند که نیروهای ارتش به منزل شیخ نزدیک شوند. اسلحههای ما، اللهاکبر، تکبیر و یا مهدی(عج) بود، بسیاری از بچههای ما با پرتاب سنگ میخواستند از شیخ محافظت کنند. از آن ساعت شب تا بعدازظهر روز بعد آنها مشغول کشتن مردم بودند. تمام افراد خانواده و فامیل من، از جمله خواهرم، تلاششان را برای محافظت جان شیخ کرده بودند. ما در تمام طول شب نتوانستیم کاری انجام دهیم؛ زیرا آنها مشغول تیراندازی و ما مشغول جمعآوری شهدا و مجروحان بودیم. حدود ساعت 11 بود که یکی از خواهران به من گفت که به دیوارهای منزل شیخ نگاه کنم، بیش از 22 حفره در دیوارهای منزل شیخ ایجاد شده بود که مشخص بود از انواع اسلحهها برای رسیدن به او استفاده کرده بودند. یکی به من گفت که به داخل برویم و با همسر شیخ صحبت کنیم و او را متقاعد کنیم که به نحوی شیخ را از این وضعیت خارج کنیم، گویا اینگونه که پیش میرفت، شهادتش نزدیک میشد. وقتی وارد منزل شیخ شدیم، همسر او را ندیدیم و فقط فرزندان شیخ را دیدیم. منظورمان را به یکی از فرزندان شیخ رساندیم و او در پاسخ گفت که پدر من گفته است من اینجا را ترک نمیکنم، چون دولت و ارتش دارند شیعیان من را میکشند و من هم اینجا کنارشان هستم. ما در آن زمان بیش از 700 شهید و زخمی روی زمین و در اطراف منزل شیخ داشتیم».
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 383 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنجشنبه 7 آبان ۱۴۰۵ برگزار میشود.
[1] شیخ ابراهیم یعقوب زَکزاکی با رشادتهایش شیعه را در نیجریه احیا کرده است. فرزندان او شهید شدهاند.
تعداد بازدید: 31
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/51
51. بعد از گذشت چه مدتی از واقعه باید به ضبط خاطرات راویان اقدام نمود؟واقعه در تاریخ شفاهی، از مهمترین موضوعات برای ثبت و ضبط خاطرات به شمار میرود. بسیاری از راویان درباره وقایع مهم، خاطرات و تحلیلهای قابلتوجهی دارند. گاه یک واقعه چنان اهمیت مییابد که به سرفصل یا موضوعی تاریخی تبدیل میشود. ازاینرو، ثبت آن نقطهعطفی در تاریخ شفاهی محسوب میشود.















