گزارش سومین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور
غلامرضا عزیزی: تاریخ شفاهی به اسناد نظامی، عمق میدهد
تهیه و تنظیم: مریم اسدی جعفری
12 مهر 1405
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «سومین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور و نشست تاریخ شفاهی نظامیان در ایران» صبح چهارشنبه، 8 مهر 1405، به همت سازمان عقیدتی سیاسی آجا و با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، در سالن شهید صیادشیرازی این سازمان برگزار شد.
در آغاز این نشست تخصصی، «سردار عباس بایرامی» رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس، پس از خوشامدگویی به مدعوین اظهار داشت: «پایان سال 1404 در همه مجموعههای کشوری؛ چه ناشران خصوصی، چه ناشران دولتی و چه نیروهای مسلح، حدود 825 عنوان کتاب تاریخ شفاهی منتشر شده است. با این وجود همچنان ظرفیتهای زیادی برای ثبت تاریخ شفاهی جنگ 8 ساله و جنگ تحمیلی اخیر وجود دارد و مخاطبان زیادی هم خواهد داشت».
سپس «امیرسرتیپ محمد اکرمینیا» سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، بر اهمیت تاریخ شفاهی تأکید کرد و گفت: «از منظر اول، تاریخ شفاهی امکان دسترسی یک ملت به ذخایر و گنجینههای ملیِ تاریخی خودش را فراهم میکند و این، اولین دستاوردِ پرداختن به تاریخ شفاهی است. منظر دوم، کمی وسیعتر از دامنه یک ملت و یک سرزمین است. تاریخ شفاهی به بشریت کمک میکند. چون بسیاری از تجربیات ملتها، میراث بشری است و تاریخ شفاهی، این میراث را حفظ و منتقل میکند. از منظر سوم، تاریخ شفاهی میتواند، هزینههای بشر امروز را پایین آورد. اگر به تاریخ و تاریخ شفاهی توجه کنیم، هزینههای سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادیمان کاهش پیدا میکند».
در ادامه، دکتر مهدی کاموس، مؤلف، نویسنده و پژوهشگر در باب انواع تاریخ شفاهی مرتبط با نظامیان تصریح کرد: «ما تاریخ نظامی، تاریخ نظامیگری، تاریخ نظامیان و تاریخ جنگ داریم. اینها به هم شباهت دارند و هممرز هستند و توجه به مرز هر یک، مهم است؛ اینکه هر یک، از کدام نظریه برمیخیزد. وقتی بحث تاریخ شفاهی جنگ مطرح میشود، مسائل نظامی، نظامیگری، نظامیان و هم غیرنظامیان را دربرمیگیرد. تاریخ شفاهی جنگ، تاریخ شفاهی نبرد غیرنظامی را هم شامل میشود. این نکات، بسیار مهم هستند. ما در ایران، بیشتر به تاریخ شفاهی جنگ پرداختهایم که این هم دلایل خاص خودش را دارد. حال، دو سؤال مطرح میشود: وقتی از تاریخ شفاهی نظامی صحبت میکنیم، تصویر و انگارهای که در ذهن مردم ساخته میشود، چیست؟ ماهیت، فلسفه و کارکرد تاریخ شفاهی برای نظامیان چیست و چه میکند؟ تاریخ شفاهی، تاریخ غیررسمی و تاریخ زنده است و سراغ صداهای ناشنیده میرود. بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا و در قالب یک پروژه بسیار بزرگ، با 200هزار نفر از سربازان، زخمیها و بازماندگان ارتش آمریکا صحبت کردند. در بریتانیا و استرالیا هم همین اتفاق افتاده است. ما در ایران چه کردهایم؟ تاریخ شفاهی جنگ، یک چتر کلی دارد که همه موارد نظامی و غیرنظامی را دربر میگیرد. در تاریخ شفاهی نظامیان، خودِ نظامیان جامعه آماری ما هستند. در دانشنامهها آمده که تاریخ شفاهی نظامی یا نظامیگری باید به زبان نظامیان باشد. اما از نظر من تاریخ شفاهی نظامیان، تاریخ جنگ به روایت نظامیان نیست. تاریخ شفاهی نظامیان، این است که دیگران درباره نظامیان صحبت کنند. اگر قرار باشد من درباره نظامیان، کار تاریخ شفاهی انجام دهم، قطعاً به سراغ فرماندهان لشکر و سربازان میروم و در انتها به سراغ آن فرد خواهم رفت؛ مگر اینکه شخصمحور باشد. اما اگر بگوییم تاریخ شفاهی نظامیگری، باید هم با نظامیان و هم غیرنظامیان صحبت کنیم. چون گاهی غیرنظامیان هم نظامیگری میکنند. مانند بسیاری از مسئولانی که نظامی نیستند اما نظامیگری میکنند. تاریخ شفاهی نظامی یعنی با افراد، درباره مسائل نظامی صحبت کنیم؛ با فردی که متخصص این حوزه است.
اما آنچه تاکنون در کشور ما رخ داده، تلفیقی از همه اینهاست. یعنی در مورد مسائل سیاسی و تاریخی هم صحبت شده و این آشفتگی موجود در تاریخ شفاهی، هم علت دارد و هم کار را در برخی موارد دشوار میکند. اگر کسی بخواهد در حوزه تاریخ شفاهی نظامیگری، نظامی و نظامیان کار کند، باید اینها را از هم تفکیک کند. در طول جنگ 8 ساله، بیش از 4هزار جانباز داشتهایم که تاریخ شفاهی خیلی کمی از این افراد در دسترس است. این تاریخ شفاهی میتواند، سند محکمی برای دفاع از وطن باشد. در این زمینه، گامهایی برداشته شده، اما به نتیجه نرسیده است. حدود 18هزار شهید ترور از سوی مجاهدین داریم که تاریخ شفاهی آنها هم انجام نشده است. تاریخ شفاهی بمبارانها را هم نداریم. نوع نگاه ما به تاریخ شفاهی، برخاسته از نظریهای است که بر ما چیره شده و آن نظریه «مردان بزرگ» و «قهرمانان» است. تاریخپژوهان و شفاهیکاران ما درگیر آن هستند. در نظریه مردان بزرگ، معتقدند که یک فرد نبوغ بالا و کاریزما دارد، یک فرصت تاریخی به او داده شده و توانسته، یک ملت را با خودش همراه کرده و یک کار بزرگ انجام دهد. اما در نظریه قهرمان، شاید فرد کاریزما نداشته باشد، اما شرایطی فراهم شده که تبدیل به قهرمان شده است. این دو نظریه در ایران و بعد از انقلاب، دچار تغییر شده است. اگر به جای مردان بزرگ و تاریخساز، به سراغ مردان جنگ میرفتیم، حالا در زمینه تاریخ شفاهی درباره چگونه جنگیدن، اطلاعات بیشتری داشتیم. وقتی سراغ فرماندهان میرویم، در واقع به سمت سیاست هم میرویم. ولی وقتی با سربازان مصاحبه کنیم، احتمالاً بحث اجتماعی و نظامیگری هم مطرح میشود. در تاریخ شفاهی نظامیان و فرماندهان، معمولاً تحلیل زیاد است و میزان خاطره تا حدودی پایین میآید. پس اگر سراغ سربازان برویم، جنبه خاطرات، بیشتر خواهد شد. یکی از دلایل جذابیت تاریخ شفاهی در دنیا این است که از لحن رسمی تاریخ، فاصله گرفته و قصه میگوید. فقط اطلاعات نمیدهد و نوعی سرگرمی هم در روایت وجود دارد و این سرگرمی، به معنای بیاعتبار بودنِ تاریخ شفاهی نیست. البته که تاریخ شفاهی، به بحران مشروعیت در تاریخ، دامن میزند. ما همه صداها را درباره جنگ نشنیدهایم. باید صداهای مختلف به یک اندازه شنیده شود. اما ربطی به قصهگو بودنِ تاریخ شفاهی ندارد. در واقع تاریخ شفاهی، اطلاعات و سرگرمی را با هم تلفیق میکند.
از سوی دیگر، لحن و دانش راوی باید حفظ شود. ما چقدر این نکته را در روایت فرماندهان میبینیم؟ مگر میشود، همه فرماندهان مثل هم حرف بزنند؟ تاریخ شفاهی باید زبان و لحن راوی را منتقل کند. در تاریخ شفاهی فقط به دنبال اطلاعات هستیم و جنبههای مطالعات انتقادی تاریخ شفاهی را فراموش میکنیم و بیشتر، به دنبال نوعی تجلیل از افراد هستیم. در حالی که وظیفه تاریخ شفاهی، این نیست. تاریخ شفاهی امروزه جزو مطالعات انتقادی است. ولی ما به جهت احترام، برای راوی این را در نظر میگیریم که به مقام نقل قول رسیدهاند. حال این سؤال پیش میآید: «آیا ما هنوز مثل نظریه قهرمان پیش میرویم؟ و تصویر مردم از نظامیان چیست»؟
«انسان»، «حافظه»، «تجربه» و «روایت»؛ منبع اصلی تاریخ شفاهی
سپس دکتر غلامرضا عزیزی، پژوهشگر سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در باب ملاحظات تاریخ شفاهی نظامی سخنرانی کرد و گفت: «تمام تلاش ما برای پرداختن به تاریخ شفاهی نظامیان یا نظامیگری، پاسخ به پرسشهایی است که دکتر کاموس مطرح کردند. حدود 2 و نیم میلیون نفر کارمند در کشور داریم که یک و نیم میلیون نفر از آنها نظامی هستند. سؤال این است که آیا نظامیان به عنوان یک جامعه، دارای مسائلی هستند که بتوان به آن به صورت ویژه نگاه کرد؟ اغلب ارتشهای بزرگ جهان، واحد تاریخ دارند. برای اینکه خودشان تاریخشان را بنویسند. پس واحد تاریخی در سازمانهای نظامی، چه در حین کار، چه پس از جنگ -مثل: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس- ضروری است. ولی با تمام ملاحظاتی که دکتر کاموس گفتند، ما الزامی به وقوع جنگ نداریم که تاریخ شفاهی نظامی پیش بیاید. برای مثال، وقتی یک وابسته نظامی، پس از چندین سال از خارج برمیگردد، میتوان درباره تجربیاتش با او مصاحبه کرد. یکی از بهترین و اصیلترین خروجی از مصاحبههای تاریخ شفاهی، مدیریت دانش ارتش است؛ مدیریت دانش امرای بازنشسته، بسیجیان و... گاهی یادمان میرود که مصاحبه تاریخ شفاهی، هم از پایین درست است، هم از بالا. یعنی هم مصاحبه با فرمانده درست است، هم مصاحبه با سرباز. این بستگی به شما دارد که میخواهید، از کدام ژانر، گروه و طبقه استفاده کنید. برای مثال اگر من بخواهم تاریخ شفاهی ادوات در جبهه را کار کنم، باید سراغ بسیجیهای ارمنی بروم که برای تعمیر ماشین اعزام میشدند. در هر سطحی باید مصاحبه را درست انجام دهیم.
«تاریخ شفاهی نظامی»، روشی برای ثبت و مستندسازی تجربهها، دیدگاهها و روایات اعضای نیروهای مسلح است که از طریق مصاحبه فعال و با هدف آگاهی از تجربه های عملی، تصمیمهای نظامی، زندگی روزمره در میادین نبرد، پشت جبهه و تأثیرات اجتماعی و سیاسی فعالیتهای نظامی انجام میشود. تاریخ شفاهی، فرآیند علمی و روشمند گردآوری، مستندسازی، ارزیابی و تحلیل روایتهای شفاهی مرتبط با ساختارها، رویدادها و تجربههای نظامی است که منبع اصلی آن «انسان»، «حافظه»، «تجربه» و «روایت» است. اما روایت شفاهی به خودیِ خود، حقیقتِ مطلق تلقی نمیشود. هدف، تولید و تکمیل منابع تاریخی است؛ نه صرفاً ثبت خاطره. مصاحبهها در کنار اسناد رسمی، نقشهها و... قرار میگیرند و آنها را تکمیل یا گویاتر میکنند. پس اینکه مصاحبههای تاریخ شفاهی در چه سطحی انجام شود، به موضوع برمیگردد.
گستردگی و تنوع «تاریخ شفاهی نظامیان»
یکی از خصیصههای نظامیگری، ارتباط از پایین به بالاست. این ارتباط، بین واحدهای نظامی با گزارشات و مکاتبات برقرار میشود و منعکسکننده نظریات، تجارب و دلایل نیستند. مصاحبه تاریخ شفاهی به ما عمق میدهد و برای مثال میتوان از یک امیر ارتش پرسید که چرا یک دستور را صادر کردید و یا در آن لحظه، به چه چیزی فکر میکردید و یا چه حسی داشتید؟. پس تاریخ شفاهی به اسناد ما عمق میدهد. ما فکر میکنیم، چون اسناد و مدارک داریم، چه نیازی به تاریخ شفاهی داریم؟ آن سند و مدرک را فقط همان کسی که صادر کرده، تفسیر میکند.
مختصات تاریخ شفاهی نظامی، شامل «موضوع»؛ جنگ، نیروهای مسلح، عملیات، سازمان، فناوری و فرهنگ نظامی، «منبع»؛ انسان، حافظه و روایت، «روش»؛ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته، «زمان»؛ گذشته نزدیک، «مکان»؛ میدان نبرد، پادگان، ستاد، بیمارستان، اردوگاه و خانه، «اعتبارسنجی»؛ نقد درونی و بیرونی، «خروجی»؛ آرشیو، متن، کتاب، مقاله، مستند و پایگاه داده و «اخلاق» رضایت آگاهانه، محرمانگی و... میشود. البته مختصاتی مانند: منبع، روش، زمان، خروجی و اخلاق، در هر موضوعی از تاریخ شفاهی، یکسان است.
رویکردهای عمده در تاریخ شفاهی نظامی نیز شامل «مصاحبههای عملیاتی»، «مصاحبههای موضوعی»، «مصاحبههای زندگینامهای»، «مصاحبههای پایان خدمت» و «مصاحبههای پسا عملیاتی» است.
منظور از «مصاحبههای عملیاتی»، مصاحبههایی است که در حین یا بعد از انجام یک عملیات و به صورت زنده در محل انجام میشود. از این منظر، فعالیت راویان دوران دفاع مقدس را میتوان، در بخش مصاحبههای عملیاتی (از منظر زمان و مکان انجام مصاحبه) ارزیابی کرد.
«مصاحبههای موضوعی»، پراکندهترین مصاحبههای تاریخ شفاهی است. یادمان باشد، مصاحبههای تاریخ شفاهی نظامی یا تاریخ شفاهی دفاع مقدس، زیرمجموعه تاریخ شفاهی موضوعیاند. ولی باز هم میتوان، زیرمجموعه تاریخ شفاهی نظامی یا تاریخ شفاهی جنگ، زیرمجموعه زد: اعم از تاریخ شفاهی ادوات، تاریخ شفاهی پزشکی، تاریخ شفاهی اسارت و... و یا براساس موضوعاتی همچون: یگانها، فرماندهی، ستادی و پشتیبانی انجام داد و الزامی رخ دادنِ جنگ نیست.
«مصاحبههای زندگینامهای»، مصاحبههای عمیق و مفصلی هستند که زندگی حرفه ای نظامیان برجسته را پوشش میدهد. این افراد، بینش و دیدگاههای ارزشمندی در مورد تغییر و تحولات واحدهای نظامی خود دارند و راویِ عملیاتی هستند که در آن شرکت داشتهاند.
یک سری، مصاحبههای پسا عملیاتی هستند که بعد از عملیات گرفته میشود و بخشی از مأموریت جمعآوری و حفظ اسناد در حوزه عملیات نظامی را پوشش میدهد. این نوع مصاحبه، به منظور استفاده امروز است. اسم آن تاریخ است، اما برای فهم امروز کاربرد دارد. برای مثال، یک نفر که 30 سال خدمت کرده و از خدمت خارج میشود و بازنشسته شده، باید مورد مصاحبه قرار گیرد و از مشکلات و راهکار رفع آن بگوید. نفری که از واحد نظامی خارج میشود، یک گنج را با خودش خارج میکند. اما الزامی ندارد که زندگینامه او را هم بگیریم. من فقط میخواهم بدانم، در واحدهای رزمی چه کرده است؟
اما اگر بخواهیم یک مدل مفهومی برای تاریخ شفاهی نظامی درست کنیم، سه بخش خواهد داشت: «حافظه نظامی» شامل رویداد نظامی، تجربه و حافظه فردی، مصاحبه و بازآفرینی واقعیت، «تجربه نظامی» شامل پیادهسازی، نقد درونی و بیرونی و مطابقت با اسناد و «مطالعه نظامی» دربرگیرنده تطبیق و تحلیل، بازسازی تاریخی و تولید دانش است».
تعداد بازدید: 26
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/50
50. آیا کودکان و نوجوانان، راویانِ مناسبی برای پروژههای تاریخ شفاهی هستند؟کودکان و نوجوانان، در بسیاری موارد، راویان مناسبی برای طرحهای تاریخ شفاهی نیستند. این مسئله را میتوان از چند منظر بررسی کرد. نخست، آنان ممکن است درک کامل و دقیقی از حوادث تاریخی نداشته باشند و برداشتهایشان بیشتر متأثر از شنیدهها و تجربههای محدود شخصی باشد.















