عبور از آخرین خاکریز - 27
دکتر احمد عبدالرحمن
17 مرداد 1405
آنچه مسلم است پرسنل بیمارستان کینه و بغضی نسبت به شخص ایشان نداشتند که از خبر درگذشت او خوشحال شوند بلکه عقیده داشتند این مساله موجب خاتمه سریع جنگ خواهد شد و اعتراف میکنم که بسیاری از آنان افرادی جاهل و بد ذات بودند. حتی خاطرم است یکی از متخصصین بیهوشی به این مناسبت فرخنده! بطریهای حاوی نوشابه بین کارکنان توزیع کرد. ما که چارهای نداشتیم ناگزیر از نوشیدن آن شدیم و از طرفی نوشیدن یک نوشابه سرد آن هم در هوای داغ خالی از لطف نبود!
نیروها تدریجاً در مناطق اطراف تمرکز یافتند و یگانهایی از لشکرهای 4 و 8 به آن مناطق اعزام شدند. این افزایش غیرمنتظره بر تعداد سکنه، موجب کمبود همه چیز، اعم از مواد غذایی، قند، سیگار و حتی مشروبات الکلی گردید. به طوری که عدهای از فروشندگان مشروبات الکلی ناگزیر، با نصب تابلوهایی بر روی شیشه مغازههای خود از شهروندان به خاطر تمام شدن انواع مشروبات الکلی به استثنای «جین» پوزش خواستند! غذاخوریها نیز در طول روز مملو از مشتری بود و هنگام غروب درهایشان به خاطر تمام شدن غذا بسته میشد. مشخص بود که این شهر مطلقاً آمادگی پذیرایی از این همه نیرو را ندارد. به هر حال چند روزی این وضعیت ادامه یافت تا اینکه بعد از ورود آذوقه، اوضاع به حال عادی بازگشت.
حضور این تعداد کثیر از نظامیان در سطح شهر موجب بروز مشکلات و مسائل متعدد اجتماعی و اخلاقی که انتظار آن در شرایط جنگی میرود، گردید. مشاجرات لفظی، فحاشی، کتککاری و دیگر اعمال انحرافی ابعاد گستردهای پیدا کرد.
فرمانده دژبان شهر ضمن تشریح پارهای از این مشکلات، به من گفت آنها تکتک مراکز ناهنجار را میشناسند ولی دستور حمله و بستن این مراکز را نداشتند و تنها هنگام بروز درگیریها دخالت میکردند! واضح بود که مقامات رسمی برای سرگرم نمودن نظامیان و جلوگیری از نارضایتی آنان از شروع جنگ باید ادامه کار این قبیل مراکز فساد را تشویق میکردند.
نیروهای عراقی در منطقه قصرشیرین توقف نکردند بلکه به پیشروی خودشان به طرف شرق، یعنی سرپل ذهاب ادامه داده و بعد از اشغال بدون مقاومت آن منطقه، در نخستین روزهای جنگ پرچم عراق را به مدت فقط چند ساعت بر روی ساختمان فرمانداری سرپل ذهاب به اهتزاز درآوردند. این شهرک در دره وسیعی موسوم به «حوض» سرپل ذهاب واقع شده و اطراف آن را کوههای سربهفلک کشیده احاطه کرده است.[1] در این رشته کوهها که تحت کنترل نیروهای ایرانی قرار داشت سنگرهای مقاومی تعبیه شده بود.
[1]. رسانههای تبلیغاتی عراق آنجا را «سربیلذهاب» مینامند و این نام ورد زبان عراقیها شده بود.
تعداد بازدید: 32
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/42
فهم مشترک راوی و مصاحبهکننده درباره گذشته چه اهمیتی در تاریخ شفاهی دارد؟فهم مشترک بین راوی و مصاحبه کننده یا همان پژوهشگر در تاریخ شفاهی مهم است چون مصاحبه را از یک پرسشوپاسخ ساده به یک گفتوگوی تفسیری تبدیل میکند. این فهم، اعتماد ایجاد میکند و به راوی اجازه میدهد تجربههایش را دقیقتر و عمیقتر بیان کند، در حالی که مصاحبهکننده با پرسشهای پیگیرانه میتواند به لایههای پنهانتر معنا، احساس و زمینه تاریخی دست یابد.






