عبور از آخرین خاکریز - 19

دکتر احمد عبدالرحمن

23 خرداد 1405


سر بر بالین گذاشته در اندیشه علل و انگیزه این نقل و انتقال‌ها فرو رفتم تا اینکه غرب در عالم خواب و رویاهایی دلپذیر شدم. هنگام صبح از رختخواب برخاسته و بی‌درنگ به سمت جاده خیره شدم تا ببینم چه اتفاقی در آنجا رخ می‌دهد. دو طرف جاده بین‌المللی را ده‌ها دستگاه تانک، خودروی زرهی، تجهیزات پدافندی موسوم به «شلیکا» و اتوموبیل‌هایی گوناگون اشغال کرده بودند. عراق سرگرم تجهیز نیروهای خود بود. این خودروها به دو گردان تیپ 16 لشگر شش که مقر آن در جلولاء واقع شده بود، تعلق داشت. نظر به اینکه این تیپ از بهترین تیپ‌های ارتش عراق به حساب می‌آمد انتظار وقوع حوادث تلخ‌تری را داشتیم.

در روز 6 سپتامبر، دستوراتی در مورد ترک قلعه و حرکت به سمت دیگر جاده دریافت کردیم. در آن سو که ضلع جنوبی محسوب می‌شد دو پادگان دائمی به ترتیب: مقر گردان شناسایی «ولید» در نزدیکی خیابان و مقر گردان اول تیپ 25 زرهی در فاصله دور از خیابان و نیز مقری متعلق به یک واحد نظامی که برایم ناآشنا بود، قرار داشت. دستور این بود که به پادگان گردان شناسایی منتقل شویم و این دستور عملاً اجرا شد. مسئول درمانگاه و سایر پزشکان از مرخصی مراجعت کرده بودند. هنگام ظهر یک پزشک نظامی به ما ملحق شد. تدریجاً به آماده‌سازی اتاق‌هایی برای درمان مجروحین و مصدومین پرداختیم و نظر به اینکه پرسنل گردان، مأمور انجام مأموریت‌های شناسایی در مرزها بود، اکثر راهروهای پادگان خالی بود، به همین خاطر با مشکلی از نظر کمبود اتاق‌ها و راهروهای خالی مواجه نشدیم.

اوضاع بسیار جدی بود و انتظار به بار آمدن خسارات و تلفات زیادی طی روزهای آتی می‌رفت. تا اینکه روز یکشنبه 7 سپتامبر فرمانده یگان پزشکی وابسته به تیپ 16 نزد ما آمد تا ضمن هماهنگی کارها کیفیت سرویس‌دهی به مجروحین را مشخص سازد.

در روز یکشنبه همه چیز در پادگان موقت ما مهیا بود و مسائل مهمتری در پادگان مجاور جریان می‌یافت که مطلقاً از آنها اطلاعی نداشتیم. ولی ساعاتی بعد، جزو اولین کسانی بودیم که از نتایج امور اطلاع حاصل کردیم.

حدود ساعت یک بعدازظهر گردان‌های زرهی به سمت جنوب یعنی به طرف تپه استراتژیک «زین‌القوس» به راه افتادند. تانک‌ها و زره‌پوش‌ها را دیدم که بین تپه‌ها و زمین‌های ناهموار در حرکت بودند تا اینکه از انظار ناپدید شدند. در آن لحظه دقیقاً از علل نقل و انتقال اطلاعی نداشتم تا اینکه در ساعت 2/40 دقیقه بعدازظهر پرده‌ها کنار رفت و تمامی مسائل آشکار گردید.

 



 
تعداد بازدید: 16


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 1) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود