پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/30
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟
22 اردیبهشت 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
از درهمتنیدگی این پاسخها با بهرهگیری از هوش مصنوعی، به نظریههایی درباره تاریخ شفاهی رسیدهایم.
سؤال 30:
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 30:
غلامرضا آذری خاکستر
یکی از مباحث مهم تاریخ شفاهی اعتبار روایتها است. اینکه پژوهشگر تاریخ شفاهی چگونه و یا از چه روشی به درستی آن پی ببرد، موضوع قابل تأملی است. معمولاً در بین مصاحبههای تاریخ شفاهی گاهی پژوهشگران با روایتهای متعارض برمیخورند که چالشی فرا روی آنهاست. در این مواقع اگر پژوهشگر به موضوع احاطه داشته باشد و درک درست و همه جانبهای از واقعه داشته باشد میتواند از میان روایتهای متعارض آن را که به حقیقت نزدیک است، انتخاب کند. هر چند روایتهای متعارض هم بخشی از دادههای تاریخ شفاهی محسوب میشوند ولی صحتسنجی و عینیتبخشی به آن از طریق اسناد و مکتوباتِ باقیمانده میتواند میزان اعتبار روایتهای تاریخ شفاهی را نمایان کند. معمولاً تعارض در روایتها در پروژههای موضوعی تاریخ شفاهی به وفور دیده میشود. زیرا هریک از مصاحبهشوندگان به فراخور دید خود و میزان حضور در یک واقعه، بخش اندکی از واقعه را بیان میکنند و امکان دارد در بین چند گونه روایتهای متعارض، پژوهشگر به خطا رود. بنابراین، از طریق مصاحبه و گفتوگوهای جامع با افراد دخیل در یک موضوع و اعتبار سنجی از طریق اسناد و منابعِ موجود، میتوان روایت متعارض را تشخیص داد.
حسن بهشتیپور
اگر بخواهیم پاسخ دقیق به این سؤال بدهیم باید به دلایل ایجاد تعارض در روایتهای تاریخ شفاهی توجه کنیم. گاهی تعارض به راوی برمیگردد یعنی در مواردی راویان به دلیل فراموشی یا به خاطر قهرمانپروری یا بزرگنماییِ خود دچار تعارض در بیان روایت می شوند. برای مقابله با این مشکل باید به روایتهای دیگران در همین موضوع رجوع کرد یا با استناد به منابع و اسناد موجود این تعارض را حل کرد.
گاهی تعارض به اختلافهای گروهی و جناحی بین راویان مختلف در زمانها و مکانهای مختلف بازمیگردد، بهویژه در مورد رفتن به زمان گذشته با تحلیل و دانش امروز. برای حل این تعارض، اول باید به شاهد عینی و نزدیک به زمان واقعه اولویت داد. دوم؛ آن مواردی که جزئیات بیشتری را روایت میکنند و کمتر سوگیری دارند، بیشتر مورد وثوق هستند. سوم؛ وضعیت فعلی راوی از نظر انتساب به جریان فکری خاص در نظر گرفته شود.
گاهی هم عامل تعارض موجود در متن به سؤالکننده یا تدوینگر مربوط میشود که یا به دلیل کمدقتی یا بیاطلاعی از جزئیاتِ ماجرا این تعارض بهصورت ناخواسته ایجاد شده است. برای حل این تعارض، روش واحدی وجود ندارد. میتوان از روشهای ترکیبی برای حل آن استفاده کرد که شرح جزئیات آن در این مختصر نمیگنجد. فقط توجه میدهم در هر سه حالت باید به اختلافهای ناشی از زاویه نگاه بین راویان، مصاحبهکنندگان و تدوینکنندگان توجه داشته باشیم.
محمدمهدی عبداللهزاده
اعتبارسنجی تمام پاسخهای یک راوی نه لازم است و نه ممکن. بلکه فقط باید روایات متعارض با روایات غالب موجود و یا روایاتی که عقل سلیم در پذیرش آن دچار تردید میشود را اعتبارسنجی کرد. در برخی موارد، استفاده از یک روش برای تأیید یا رد یک روایت کفایت میکند و گاهی باید آن روایت با استفاده از روشهای دیگر محک بخورد. اهمّ این موارد عبارت است از:
- رجوع به اسناد معتبر موجود در آن زمینه
- استفاده از یافتههای پژوهشی دیگران در آن زمینه جهت مقایسه
- مقایسه با روایات دیگری که در آن زمینه وجود دارد.
- توجه به شخصیت، سازمان کلام، موقعیت اجتماعی، هدف و مقصود راوی از آن بیان که در این صورت ممکن است تعارضی در کار نباشد.
- مقایسه روایت متعارض راوی با دیگر روایتهای وی
غلامرضا عزیزی
بسته به موقعیت، تعداد و اعتبار راویان، روشهای سنجش اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی و نحوه رفتار با آنها متفاوت است. بهطورکلی مواردی که در سنجش اعتبار روایتهای راویان (حتی بدون تعارض با روایت دیگران) باید بدان توجه و از آن بهره گرفته شود عبارت است از: همخوانی با اسناد و مدارک، همسنجی با روایات شاهدان عینی دیگر، ترجیح به اعتبار راوی، ترجیح به اعتبار (باورپذیری) واقعه، بررسی ذینفع یا ذینفعان یا در مقابل متضرر یا ذیضرران، بافتار زمانی روایت، بافتار مکانی روایت (امکانسنجی حضور راوی در مکان واقعه)، سنجش رابطه راوی با رویداد و واقعه از منظر زاویه دید راوی، ترجیح خبر متواتر به خبر واحد.
ابوالفتح مؤمن
در تاریخ شفاهی، اعتبارسنجی روایتها نقش کلیدی دارد و به راستیآزمایی و اصالتسنجی دادهها کمک میکند. این اهمیت در روایتهای متعارض (از راویان مختلف یا یک راوی) دوچندان میشود. برای اعتبارسنجی هم مؤلفههای بیرونی (مانند طرح تدوینی، انتخاب موضوع، مهارت مصاحبهکننده و آموزش) و هم مؤلفههای درونی (مانند نیت، خواست و موقعیت راوی، سفارشدهنده و مصاحبهکننده) باید در نظر گرفته شوند. راههای عملی اعتبارسنجی در روایتهای متعارض عبارتاند از: انتخاب موضوع واحد و تدوین معیارهای سنجشپذیر، برگزاری جلسات بازخوانی گروهی برای افراد با خاطرات مشترک، مقابله روایتهای مختلف از نظر زمان، مکان و موضوع، توجه به تعارض منافع و جایگاه راوی، مقابله روایت با اسناد مکتوب، تسلط علمی مصاحبهکننده بر موضوع و هدف مشخص، و انجام مصاحبه مجدد با فاصله زمانی برای بررسی بازسازی ذهنی راوی.
سید محمدصادق فیض
در برخورد با روایتهای متعارض، باید به شأن نزول آنها رجوع کرد و از عناصر زمان، مکان، و حتی شخص نقلکننده در آن موضوع برای پیبردن به علت تعارض بهره برد. در چنین مواردی، گام نخست، استخراج وجوه نزدیک به یکدیگر و مشترکات روایتهاست؛ میتوان برداشتها از روایتها را بر اساس یک معنا، تفسیر کرد. گاه ممکن است این تعارضات، ظاهری باشد؛ پس باید در معنای آنها دقیق شد. گاه این تعارض ناشی از دو زاویه دید است که با نزدیک کردن آنها بتوان به یک مفهوم رسید. اما نکته اصلی آن است که چون تعارض در مفهومِ امری مقدس صورت نگرفته، لاجرم نادیده گرفتنِ حواشی و جزئیات برای دستیابی به فهم مشترک از روایت، دشوار نخواهد بود، هر چند که هر روایت متعارضی نیز شأنی مستقل دارد و نباید بدون ادلۀ لازم، نادیده گرفته شود.
حمید قزوینی
بروزِ تعارض در روایت، طبیعی است؛ برای اینکه هر کس جهان زیستۀ خود را دارد. باید دید تعارض میان روایتهای یک نفر است یا میان روایت فرد با افراد دیگر. گاهی روایت به تناسب موقعیت و تحت تأثیر مسائل خانوادگی، تغییر باورها، فشارهای کاری، سیاسی یا قانونی و مواردی از این دست دچار تعارضاتی میشود که باید آنها را شناخت و ناظر به آنها به ارزیابی روایت پرداخت. گاهی تعارض، نتیجۀ ضعف حافظه است که باید به ظرائف آن توجه کرد. در مواردی روایت با مدارک مکتوب تعارض دارد که در این بخش هم باید از دانش و تجربه کافی برای ارزیابی منابع برخوردار بود؛ چون بعضی اسناد مانند اسناد ساواک هم با اشتباهاتی مواجه هستند. علاوه بر این باید دید آیا راوی در جایگاهی بوده که بتواند روایت دقیق از واقعه ارائه کند؟ در مجموع اول باید به علل بروز تعارض توجه کرد تا بعد برای حل آن چارهاندیشی نمود.
شفیقه نیکنفس
دستیابی به ابزارسنجش روایتهای متعارض با روشهای زیر امکان پذیر است:
۱. انجام پژوهش تکمیلی و بررسی اسناد و مدارک تازهیاب ۲. جمعآوری روایتهای متعدد با دیدگاههای موافق و مخالف درباره همان رخداد و تطبیق خاطرات با یکدیگر و بررسی موارد تشابه و افتراق ۳. کشف حلقههای مفقودۀ روایت با استفاده از اطلاعات، اسناد، مدارک موجود و سایر خاطرات و تاریخهای شفاهی ۵. پرسوجوی دقیقتر و موشکافانهتر درباره روایت مورد تردید از همان مصاحبهشوندگان و به نوعی تکرار مصاحبه و پرسش درباره زمان و مکان دقیق رخداد ۶. در نظر گرفتن تعداد روایتهای مشابه و تکرار شده (تواتر) و بررسی احتمال صحت روایتهای تکرارشونده ۷. تحلیل و نقد منطقی روایتها براساس الگوهای روانشناختی وجامعهشناسی تاریخی و نتیجهگیری نسبت به روایت مورد ظن و تردید.
ابوالفضل حسنآبادی
موضوع اعتبار سنجی روایتهای متضاد در تاریخ شفاهی را میتوان در دو بستر جداگانه پیگیری نمود. اول در زمان انجام مصاحبه و حین دادن اطلاعات که بستگی به هوشیاری و اشراف اطلاعاتی مصاحبهگر و نحوۀ هدایت مصاحبه دارد. دوم در زمان تدوین اثر که متکی بر شیوۀ اتخاذ شده برای نگارش، سلیقۀ مرکز سفارشدهنده و منوط به در اختیار داشتن اطلاعات لازم برای سنجش محتوایی دادههای تاریخ شفاهی است. در نهایت باید توجه داشت که تعارض لزوماً به معنای نادرستی نیست؛ خاطراتِ متفاوت میتوانند ابعاد مکمل یک واقعه باشند. سنجش اعتبار در تاریخ شفاهی بهویژه در زمان تدوین، فرایندی تفسیری است که تدوینکننده میتواند با بهرهگیری از منابع مختلف مانند اسناد، عکسها و دیگر روایات شفاهی و به صورت تطبیقی آن را انجام دهد.
هوش مصنوعی
سنجش اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی نیازمند مقایسه و ارزیابی چندجانبهٔ دادههاست. پژوهشگر باید روایتها را با اسناد مکتوب، تصاویر، گزارشها و دیگر منابع تاریخی تطبیق دهد و زمینهٔ زمانی، مکانی و موقعیت راوی را در نظر بگیرد. توجه به انگیزهها، حافظه، گرایشهای فکری و میزان دسترسی راوی به رویداد نیز اهمیت دارد. همچنین مقایسهٔ روایتهای متعدد و بررسی نقاط اشتراک و اختلاف، به تشخیص عناصر قابل اعتماد کمک میکند. در تاریخ شفاهی هدف صرفاً یافتن «یک حقیقت قطعی» نیست، بلکه فهم چگونگی ادراک و بازنمایی رویدادها از سوی افراد مختلف است. ازاینرو، تحلیل انتقادی و روشمند روایتها نقش اساسی در افزایش اعتبار پژوهش دارد.
تعداد بازدید: 52
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/30
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟یکی از مباحث مهم تاریخ شفاهی اعتبار روایتها است. اینکه پژوهشگر تاریخ شفاهی چگونه و یا از چه روشی به درستی آن پی ببرد، موضوع قابل تأملی است. معمولاً در بین مصاحبههای تاریخ شفاهی گاهی پژوهشگران با روایتهای متعارض برمیخورند که چالشی فرا روی آنهاست. در این مواقع اگر پژوهشگر به موضوع احاطه داشته باشد...






