پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/35

آیا همدلیِ مصاحبه‌کننده با راوی، به بی‌طرفی پژوهش تاریخی آسیب می‌رساند؟

26 خرداد 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

از درهم‌تنیدگی این پاسخ‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، به نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی رسیده‌ایم که در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.

سؤال 35:

آیا همدلیِ مصاحبه‌کننده با راوی، به بی‌طرفی پژوهش تاریخی آسیب می‌رساند؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 35:

غلامرضا آذری خاکستر

در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی (بر خلاف سایر مصاحبه‌ها که معمولاً خشک و رسمی شکل می‌گیرند) بین مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده، ارتباط کلامی و گاهی همدلی به وجود می‌آید. زیرا اغلب جلسات مصاحبه طولانی و متعدد می‌شود. پس از اینکه مصاحبه‌شونده اعتماد کرد و به اصل مطلب رسیدیم، ناخودآگاه همدلیِ مصاحبه‌کننده با راوی نیز شکل می‌گیرد. این بخش مهمی از مصاحبه‌های تاریخ شفاهی است. به خاطر اعتماد دوسویه، این همدلی کمک می‌کند روایت، کامل و بدون کم‌وکاست بیان شود. بنابراین همدلی با راوی نه تنها به پژوهش تاریخ شفاهی آسیب نمی‌زند، بلکه باعث می‌شود روایت همه‌جانبه و کامل بیان شود.

حسن بهشتی‌پور

پیش از هر چیز باید روشن کرد که منظور از همدلی چیست؟ اگر منظور درک جهان ذهنی و تجربه زندگی راوی است، همدلی میان راوی و مصاحبه‌کننده به بی‌طرفی پژوهش تاریخ شفاهی آسیب نمی‌زند؛ بلکه در بسیاری موارد شرط لازم برای دستیابی به روایتی عمیق، صادقانه و کم‌سانسور است. زیرا در تاریخ شفاهی، همدلیِ روش‌شناختی به مصاحبه‌کننده کمک می‌کند تا فضای اعتماد ایجاد کند، پرسش‌های مناسب‌تری بپرسد و از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز کند. چنین همدلی نه‌تنها با بی‌طرفی تعارض ندارد، بلکه به فهم دقیق‌ترِ روایت کمک می‌کند. اما اگر به معنای پذیرش بی‌چون‌وچرای دیدگاه‌های راوی از سوی مصاحبه‌کننده یا تدوین‌کننده نهایی تاریخ شفاهی باشد، به شدت به مستند شدن روایت، صدمه می‌زند. نکته مهم دیگر اینکه نه در تاریخ شفاهی و نه در هیچ فعالیت علمی دیگر دم زدن از بی‌طرفی در عمل امکان‌پذیر نیست. راوی به همراه مصاحبه‌کننده و تدوین‌کننده نهایی تنها می‌توانند به رعایت اصول حرفه‌ای تاریخ‌نگاری-که مهم‌ترین آن رعایت انصاف است، متعهد بمانند. سال‌های طولانی است که طرفداران پوزیتیویسم هم، موضوع بی‌طرفی در علم را به شفاف‌سازی در پژوهش فروکاسته‌اند، زیرا پذیرفته‌اند در عمل بی‌طرف ماندنِ پژوهشگر، شدنی نیست.

غلامرضا عزیزی

همدلی مصاحبه‌کننده با راوی، بی‌تردید به بی‌طرفی پژوهش تاریخی آسیب می‌رساند. در مصاحبة همدلانه، مصاحبه‌کننده خواه‌ناخواه موضع‌گیری می‌کند و پرسش‌ها هدایتگر، جانبدارانه یا منفی‌گرایانه می‌شود. خطرِ تمایل به بزرگ‌نمایی، کوچ‌نمایی و بی‌اهمیت‌نمایی افزایش می‌یابد. در مقابل، تظاهر به همدلی، آسیب‌های همدلی (جانبداری و طرفداری از یک فرد و جریان یا ضدیت با آن) را به دنبال ندارد. شاید از همین منظر است که گاه به مصاحبه‌هاکننده‌ها پیشنهاد می‌شود برای مشارکتِ بهتر در مصاحبه (و برای اینکه راوی فکر نکند با دیوار گفت‌وگو می‌کند)، ضمن نشان‌دادن تمایل به شنیدن، با انجامِ واکنش‌های کلامی هرازگاهی، استفاده از حرکات‌بدن و حتی یادداشت‌برداری، همدلی هم نشان‌دهند.

محمدمهدی عبدالله‌زاده

روابط انسانی مناسب بین مصاحبه‌کننده و راوی، شرطِ لازم برای موفقیت در مراحل مختلف تاریخ شفاهی است و افراط و تفریط در آن دارای اثرات منفی بر فرایند اجرای آن است. اگر همدلی از حدی بگذرد احتمال دارد، موجب وابستگی روانی برای دوطرف و یا یک طرف به دیگری شود، که فاصله گرفتن از اهداف است و در هر مرحله از تاریخ شفاهی سبب می‌شود مصاحبه‌کننده در چارچوب شرح وظایف عمل نکند. از طرفی بدبینی، بداخلاقی، نگاه از بالا به پایین، جدل و از این قبیل سبب می‌شود راوی از بیان برخی خاطرات و یا جزئیات آنها به دلایلی خودداری کند. بنابراین همدلی با راوی شرط لازم موفقیت در تاریخ شفاهی است و افراط و تفریط در روابط، ناقض اخلاق پژوهش است.

شفیقه نیک‌نفس

در تاریخ شفاهی، مراد از همدلی، درک شرایط خاص مصاحبه‌شوندگانی است که از بیان خاطرات و داستان‌های خود عاجز و ناتوانند. یکی از راهکارهای مصاحبه در تاریخ شفاهی آن است که مصاحبه‌کننده خود را به جای مصاحبه‌شونده تصور نموده و با درک شرایط گذشته وی، پرسش‌های متناسبی را بپرسد. اما در شرایط تجربه‌های تلخ و دردناک این امکان برای مصاحبه‌کننده وجود ندارد. در شرایط تجربه‌های تلخ، مصاحبه‌شوندگان نیز برای بیان خاطرات خود ابزار زبانی ندارند؛ لذا سکوت کرده یا به نحوی صحبت می‌کنند که درک آن برای مخاطب، مشکل است. در اینجا همدلی یعنی مصاحبه‌کننده رویکردی غیر رسمی به مصاحبه داشته باشد و سؤالاتی نیمه‌ساختاریافته بپرسد و مصاحبه‌شونده را تحت فشار نگذارد. در چنین شرایطی خللی به بی‌طرفی پژوهش وارد نخواهد آمد.

ابوالفتح مؤمن

مصاحبه در تاریخ شفاهی، ابزاری اکتشافی برای جمع‌آوری داده‌های تاریخی و روایتی کلیتی از یک موضوع است. همدلی مصاحبه‌گر تا جایی که به هم‌افزایی، یادآوری و هدایت ذهن راوی کمک کند، لازم و معقول است. مورخ باید خود را مشتاق نشان دهد، راوی را ترغیب به بیان خاطرات نماید، خود را در شرایط زمانی، مکانی و فرهنگی او قرار دهد و در بازنمایی حوادث او را یاری کند. اما نباید این همدلی را به بی‌طرفی بکشاند و راوی را به بیان روایتی دلخواه خود ترغیب نماید. مصاحبه‌گر باید هدایت‌گری خود را بی‌طرفانه عرضه دارد و باور خود را درباره یک واقعه علنی بیان نکند. در نتیجه، همدلی در حد معقول خوب است، اما نباید از حد بگذرد و اصول علمی پژوهش را زیر سؤال ببرد.

ابوالفضل حسن‌آبادی

برداشت از کلمه همدلی در تاریخ شفاهی تا حدی با فهم آن در حوزه‌های دیگر مانند روانشناسی متفاوت است. اگر معنای همدلی را بتوان به معنای درک احساسات راوی، ایجاد فضای امن گفت‌وگو، شنیدن بدون قضاوت و احترام به تجربۀ زیسته او باشد و به تقویت خروجی داده‌های اطلاعاتی حاصل از مصاحبه در بستر پرسش‌های انتقادی، چالشی و نگرش تحلیلی منجر شود، مفید و راهگشا است. اما اگر همدلی به هم‌ذات‌پنداری و غرق شدن در احساسات راوی منتهی شود، زمینه‌ساز توجیه و سکوت در برابر تناقض‌ها و واقعیت‌ها خواهد بود و در این صورت مضر است.

سید محمدصادق فیض

همراهی و جلب اعتماد راوی از ابزارهای لازم برای مصاحبه است و طبیعی است که راوی در چنین فضایی با احساس امنیت از افشا نشدن اسرارش، تن به مصاحبه و فاش کردن نکات مکتوم زندگی خود خواهد کرد. و مصاحبه‌گر نیز از این فضا برای جستجوی بیشتر در هزارتوی ذهن راوی بهره خواهد برد. نکته حائز اهمیت در این باره رعایت تعادل در این قضیه است و نباید بیش از حد به احساسات راوی نزدیک شود و نه بیگانگی نشان دهد. چه در غیر این‌صورت مسیر کشف را از دست خواهد داد.

حمید قزوینی

آنگونه که از مفهوم همدلی استنباط می‌شود، این واژه بیانگر نوعی همراهی و همسویی احساسی و عاطفی است نه تأیید و موافقت قطعی.  به این ترتیب اگر همدلی با هدف ترغیب راوی به بیان جزئیات بیشتر و طرح زوایای دیگری از خاطرات و مشاهداتش باشد، نه تنها اشکالی ندارد که ضروری است. اساساً مصاحبه‌‎کننده در موارد متعدد موظف است با شادی‌ها و غم‌های راوی یا برخی مواضع او در قضایای فردی و اجتماعی نوعی از همدلی را بروز دهد تا راوی از مصاحبت با او احساس رضایت داشته باشد؛ اما همدلی نباید به گونه‌ای باشد که بی‌طرفی پژوهشگر را خدشه‌دار کند و این تلقی ایجاد شود که موافق یا مؤید جدیِ راوی و روایت‌های اوست.

هوش مصنوعی

همدلیِ مصاحبه‌کننده با راوی لزوماً به بی‌طرفی پژوهش تاریخی آسیب نمی‌رساند، بلکه می‌تواند به ایجاد اعتماد، بیان جزئیات بیشتر و آشکار شدن لایه‌های پنهان تجربه‌های راوی کمک کند. بااین‌حال، اگر همدلی به هم‌ذات‌پنداری کامل یا جانبداری تبدیل شود، خطر جهت‌دهی به پاسخ‌ها، نادیده گرفتن تناقض‌ها و کاهش نگاه انتقادی پژوهشگر را در پی دارد. در تاریخ شفاهی، همدلی یک مهارت ارتباطی ضروری است، اما باید با فاصله‌گذاری تحلیلی و ارزیابی انتقادی روایت‌ها همراه باشد. بنابراین، مسئله اصلی وجود همدلی نیست، بلکه حفظ تعادل میان درک انسانی راوی و پایبندی به اصول علمی و بی‌طرفی پژوهش است.(Chatgpt)



 
تعداد بازدید: 49



http://oral-history.ir/?page=post&id=13327