گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -1
شکلگیری جریانهای مستقل تاریخ شفاهی در قممریم اسدی جعفری
23 خرداد 1405
به گزارش سایت تاریخ شفاهی، پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران با موضوع «دین و فرهنگ»، صبح پنجشنبه (21 خرداد 1405) با مشارکت انجمن تاریخ شفاهی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم، در هتل فدک این شهر برگزار شد.
«دکتر علی ططری»، دبیر انجمن تاریخ شفاهی ایران در آغاز این مراسم، با مرور بر روند برگزاری پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران، از انتشار فراخوان تا داوری مقالات و برگزاری پیشنشستها اظهار داشت: «در ابتدا، قرار بود 7 نشست، برگزار شود که در نهایت، 6 نشست و 2 کارگاه تخصصی در حوزه تاریخ شفاهی، برگزار شد و برای اولین بار، حاشیه یک همایش، داشت از خودش جلوتر میزد. در واقع، بضاعت علمی نشستها از یک همایش هم بیشتر بود. به عناوین برخی از نشستها اشاره میکنم و حتماً به اهمیت موضوعات، پی خواهید بُرد.

نشست «وضعیتسنجی زنان در تاریخ شفاهی قم» به میزبانی جامعهالزهرا برگزار شد که با استقبال خیلی خوبی مواجه شد. بحث جدیدی که برای اولینبار مطرح کردیم، «فقه و تاریخ شفاهی» بود که آیتالله مبلغی درباره آن صحبت کردند و در شهر قم برگزار شد. «آرشیوها و کتابخانه دیجیتال در عصر اطلاعات» یکی دیگر از نشستها بود. در دورهای که ما در گردآوری منابع، از شیوه سنتی به سمت شیوه دیجیتال میرویم، باید چه رویکردی باید داشته باشیم. نشست «فرضیهها در تاریخ شفاهی» هم برای نخستینبار مطرح شد. خیلی از اساتید و پژوهشگران اعتقاد دارند که اساساً در تاریخ شفاهی، فرضیه وجود ندارد. تاریخ شفاهی فقط یک مصاحبه و گفتوگو با فرد است و نباید فرضیه داشته باشید. شما برای هر پژوهشی در همه شاخههای علوم انسانی، فرضیه و پروپوزال تعریف میکنید. اما آیا در تاریخ شفاهی لازم است؟ این موضوع مهم، برای اولینبار مطرح و نتیجه این شد که ما در تاریخ شفاهی، فرضیهها را در نشستها در تقابل میبریم. یعنی آنجا بحث میشود، فرضیهها را به بوته راستیآزمایی و آزمایش میگذاریم و با نگاه و دید، به مصاحبه نمیرویم. نشست دیگری درباره تاریخ شفاهی حوزههای علمیه در اصفهان و نشست «تاریخ شفاهی و مستندسازی تاریخ اماکن متبرکه» هم در مشهد برگزار شدند.

اکنون 22 سال از حیات انجمن تاریخ شفاهی ایران میگذرد و پانزده همایش را با حمایت مراکز شهرستانها در شهرهای مختلف برگزار کردهایم. عقیده ما این است که تمرکززادیی کنیم و همه نشستها در تهران نباشد. دوم اینکه در این دوره، 3 پنلِ ارائه و نقد مقاله داریم تا چهرههای جدید و دانشجویان در استانها شناسایی شوند.10 نفری که اعضای هیأت مؤسس انجمن تاریخ شفاهی ایران هستند، بیشتر مدیران سازمانهای مختلف هستند و میتوانند، حمایت غیرمستقیم از پژوهشگران داشته باشند.»

حذف قیّممآبها از جریان تاریخ شفاهی قم
سپس حجتالاسلام محمدحسین فروغی، دبیر اجرایی پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم، در باب بیتوجهیها به تاریخ شفاهی گفت: «در ایران نسبت به تاریخ شفاهی، بیتوجهی بسیار زیادی میبینیم و این موضوع، در شهرهای مذهبی خیلی چشمگیرتر است. این مسأله به بیتوجهی به تاریخ، برمیگردد و اینکه خیلی از متولیان فرهنگی به تاریخ، شبیه تفنن و داستان نگاه میکنند. این نگاه که تاریخ، قابلیت استفاده برای تصمیمگیری دوباره دارد، وجود ندارد. در واقع قم، یک شهر بیروایت است؛ شهری که اتفاقات زیادی در آن میافتد، اما تنها یک جنبۀ آن دیده میشود. مجموعهای از مسائل مذهبی یا مصداقیتر؛ حوزه علمیه و حرم حضرت معصومه(س) به چشم میآیند. درحالیکه اتفاقات بسیاری در این شهر افتاده که بدون ضبط و ثبت باقی ماندهاند. سازمانهایی در قم داریم که اصلاً برای کار علمی و آکادمیک، اهمیت قائل نیستند. در 5 سال اخیر، یک اتفاق خوبی که در قم افتاده، این است که مجموعهها و جریانهای مستقل تاریخ شفاهی و خارج از ساختارهای رسمی در قم شکل گرفته است. یکی از دلایلی که در سالهای اخیر، تاریخ شفاهی در قم شکل بهتری به خودش گرفته، حذف پدرها و قیّممآبها از جریان تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی هنرِ مستقل، تاریخ شفاهی فرشِ مستقل، تاریخ شفاهی اجتماعِ مستقل، تاریخ شفاهی بازار... یعنی آدمهای دلسوز، پای کار آمدهاند؛ بدون نهادهای تمامیتخواه، قیّممآب و پُرادعا. با اطمینان میگویم که قم، جزو معدود شهرهایی است که حلقه تخصصی تاریخ شفاهی زنان را شکل داده است. در مجموعههای بزرگی که روی تاریخ شفاهی کار میکنند، شاید بشود گفت، 2 تا 3 درصد روی تاریخ شفاهی زنان کار کرده باشند و بقیه، تاریخ شفاهی مردان است. یک اتفاق دیگر، حذف خط قرمزهای سلیقهای بود. یعنی خیلی از اما و اگرها برای مصاحبه با افراد، کنار رفته است. گاهی آنقدر، خط قرمزها سفیهانه است که حجم زیادی از این روایتها از بین رفتهاند. نکته سوم؛ به جرأت میگویم هیچ مجموعهای در قم، کارِ تاریخ شفاهی نمیکند، مگر اینکه به نحوی با ما ارتباط باشد و تنها دلیل، این است که ما تلاش کردیم، به جای رقابت، رفاقت کنیم. اگر مصاحبهای داشته باشیم که نتوانیم ادامه دهیم، با مجموعههای دیگر، همرسانی و همافزایی میکنیم. بخش زیادی از مصاحبههای موجود در آرشیو مجموعههای مختلف، از یک سوژه است. در حالی که اگر این آرشیوها کنار هم قرار گیرند، قابل انتشار خواهند بود. نکته آخر، تنوعی است که در تاریخ شفاهی قم اتفاق افتاده است. فقط نزدیک به 1800 ساعت، تاریخ شفاهی هنر در قم را کار کردیم که درباره موسیقی، گرافیک، نویسندگی، سینما، تئاتر و نقاشی است. این تنوع، اتفاق خوبی است. اینکه میگویم، قم شهر بیروایت است، به خاطر اِعمال سلیقهها، افراد را کنار گذاشته بودند و تعجب میکردیم، که چرا این روایتها ثبت و ضبط نشدهاند. الان به غیر از تاریخ شفاهی حوزه و روحانیت، تاریخ شفاهی نجف، تاریخ شفاهی فرش قم، تاریخ شفاهی زنان و بعضی بیوتات در حالِ اجراست. از مجموعههای متولی درخواست میکنم که بیایند و این دایرۀ تنگ تاریخ شفاهی را از مسائل سیاسی، به مسائل فرهنگی گسترش دهند.»

تبیینِ بهترِ تاریخ معاصر با تاریخ شفاهی
در ادامه پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران، «دکتر غلامرضا امیرخانی»، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، با اشاره به سابقه 30 ساله این سازمان در حوزه ثبت تاریخ شفاهی گفت: «تاکنون چیزی بالغ بر 770 تا780 تاریخ شفاهی در سازمان اسناد انجام شده که شاید حدود 90 عنوان از آن منتشر شده باشد. مرکز اسناد انقلاب هم در دوره جدید، اتفاقات خوبی رقم زده و از کارهای قم، کمتر مطلع بودم. در مورد تاریخ شفاهی، چیزی که پیشِ پا افتاده است، مسأله زمان و فرصتهاست که از دست میرود. خیلی از کارهایی که حسرت خوردیم، ای کاش زودتر انجام میشد و یا برای بعضی، این شانس بوده که کار انجام شده و متأسفانه فرد مصاحبه شونده، بعد از مدتی از دنیا رفته است. یکی از کارهای اخیر که در سازمان اسناد انجام شده، کتاب «قصه راستگو»؛ مصاحبه تاریخ شفاهی حجتالاسلام محمدحسن راستگو است. او سالم بود، اما 20 روز یا یک ماه بعد از آخرین مصاحبهای که آقای هادی قبادی، مسئول مرکز اسناد در شعبه قم انجام داد، فوت کرد و تاریخ شفاهی از ایشان باقی ماند. یا تاریخ شفاهی مرحوم محمود حکیمی که خودِ من انجام دادم و در قم رونمایی کردیم. طولی نکشید که ایشان هم دچار بیماری شدند و از دنیا رفتند. این تأکیدی است که باید از این فرصتها استفاده کرد.
تاریخ شفاهی، منهای اینکه او [مصاحبهشونده] چه کسی بوده و چه کارهایی انجام داده، میتواند پازلهایی را از تاریخ معاصر ما را تکمیل کند. شاید برخی از دستاندرکاران و حتی مردم عادی، بپرسند بالاخره تاریخ به چه دردی میخورد؟ الان قطعاً تاریخ، از مهمترین واجبات است. به نظر من، بدبختی ما در جریانات اخیر کشور، بحث تاریخ و تاریخسازی است. به خاطر کمکاری ما، یک تاریخ معاصر و فضای آرمانی از دوره پهلوی ساخته شد و جوان ما به این نتیجه رسید که راه فراری نیست؛ جز اینکه پهلوی برگردد و این هم خسارتی است که متحمل شدیم. اگر مقداری دقیقتر عمل میکردیم که تاریخ معاصر را بهتر بیان کنیم، اتفاق خوبی بود. تاریخ شفاهی میتواند، بخش مهمی از آن را انجام دهد. این نکته بسیار مهمی بود و دولتمردان باید متوجه این موضوع باشند و باید بر آن تأکید کرد. ضمن اینکه کارهای خوبی انجام میشود، باید از دوبارهکاری اجتناب کرد. همافزایی مراکز اسنادی و جلوگیری از موازیکاری بسیار اهمیت دارد. قم، خیلی جای کار دارد و گرفتنِ خاطراتِ کسانی که حداقل از سال 1342 به بعد را درک کردهاند، در تاریخ شفاهی معاصر، مهم است و میتواند، تاریخ جامعی از شکلگیری انقلاب اسلامی و نقش قم و روحانیت بیان کند. تا به حال، کارهای خوبی انجام گرفته، اما کارهای الان هم استانداردتر است و هم از تکنیکهای تاریخ شفاهی بهره برده است. ما هم در پژوهشکده اسنادِ سازمان اسناد، از بابِ توانمندیهای موجود، در زمینه همافزایی و تبادل تجربیات، آماده هستیم. همچنین نشریه دو ماهنامه «تاریخ شفاهی» در این حوزه منتشر میشود.»

زنده بودن و روح تاریخ، با تاریخ شفاهی است
«حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی»، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز تاریخ را محیط زندگی انسان خواند و اظهار داشت: «اگر بنا باشد بگوییم، انسان کیست، چه میکند و از کجا آمده؟ فقط تاریخ را داریم. تاریخنویسی و تاریخگویی؛ یعنی اشاره و ارائه و روایت زندگی انسان، به عنوان برجستهترین مخلوق الهی! از این جهت، تاریخ، جایگاه والایی دارد. جامعه بیتاریخ، جامعه بیحیات، بیهویت، بیشناسنامه، بدون پیشینه، چشمانداز و مسیر است. علیرغم برخی کاستیها مثل: خطای حافظه، پنهانکاریها، تأثیرپذیری از رخدادهای بعدی برای تحلیل پیشینه، گزینشی صحبت کردن، خودنمایی در بیان تاریخ، برجستهسازی یا کوچکسازی در روایتها، خودسانسوری راوی و فضاسازیها و کادربندی مصاحبهگرها و نوع سؤالاتی که پرسیده میشود، امروز تقریباً نظر غالب اهل تحقیق و صاحبنظران حوزه تاریخ، این است که تاریخ شفاهی را نقطه قوت تاریخنگاری امروز میدانند. چون بیان و روایت تاریخ، تا حدودی بسته شده و شاید منجمد باشد. اما زنده بودن و روح تاریخ، با تاریخ شفاهی است. چون تاریخنویس، سند جمع میکند و گزارش میگیرد. اما راوی، زندگی خودش را میگوید. تاریخ را زنده میکند و به تاریخ، روح و حیات میدهد. از این جهت تاریخ شفاهی، امروز نقشآفرین شده و در حوزههای تحقیقات تاریخی و در عرصههای جهانی، بخش قابل توجهی را به خودش اختصاص داده است.
یک ضلع تاریخ، مورخان هستند که سند جمع میکنند و گزارشها را تحلیل میکنند. ضلع دوم، تاریخ شفاهی به شکل گسترده و ضلع سوم، مکملِ تاریخِ رواییِ جاری و تاریخ اسنادی است که آن را غنی میکند. الان حرفهایی در مورد تاریخ زده میشود که بهمراتب، از تاریخنویسانِ همعصر خودش، بهتر و غنیتر است. چون مستنداتی ضمیمه میشوند. اینها حرکت تاریخ را زنده کرده و در نتیجه تصویر روشنتری از تاریخ را مشاهده میکنیم.
احساس میکنم سال 1404، غلیان و بلوغ فرهنگ و دین است. دین، جایگاه خودش را دارد، اما دین در کنار یک فرهنگِ برجسته ایرانی قرار گرفته است. از 9 اسفند تا امروز، هر چه در مورد تاریخ فرهنگ و دین بخواهیم بگوییم، وجود دارد و فراز و فرودهایی تعیینکنندهای دیده میشود.
بعد از جنگ 12 روزه، به دوستان گفتم تلاش کنید، خاطرات آسیبدیدگان و شهدای این جنگ را ثبت کنید. 1300 شهید در طول جنگ 12 روزه داریم. برنامهریزی کردیم تا خرداد 1405، یادنامه شهدای جنگ 12 روزه را منتشر کنیم که جنگ رمضان شروع شد و عملاً فعالیت ما متوقف شد. اما تا آن تاریخ، 850 مصاحبه و بیش از 1800 ساعت مصاحبه با خانواده شهدا گرفتیم. چند تیم بسیج کردیم که این کار تاریخ شفاهی را در صحنه و با احساساتی که دارند، بگیریم. برخی خانوادهها به خاطر شرایط ذهنیشان حاضر به همکاری نبودند، اما خوشبختانه تعداد زیادی قبول کردند. اینها زوایای مهم تاریخ است و اهمیت زیادی دارد. جنگ رمضان که هنوز در کشاکش آن هستیم، تاریخ شفاهی یکی از ابزارهای کارآمد و تعیینکننده در ثبت آن خواهد بود.

در پایانِ بخش اول پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی، کتاب مجموعه مقالات این همایش و کتابهای «آقای معلم»؛ نمایش و موسیقی به روایت استاد حسین نوروزیان، مصاحبه و تدوین توسط علی محمدی، «مشق زندگی»؛ شعر و نویسندگی به روایت حجتالاسلام جواد محدثی به همت محمدحسین فروغی و «آقای مدیر»؛ تاریخ شفاهی سیدعباس اسماعیلیطبا، تدوین فاطمهسادات حسینی و محمدحسین فروغی رونمایی شدند.
ادامه دارد...
تعداد بازدید: 43
http://oral-history.ir/?page=post&id=13324
