اعتبارسنجی؛ چالشها و ضرورتها
حمید قزوینی
20 اردیبهشت 1405
جایگاه حقیقت در تاریخ شفاهی کجاست؟ درستیِ روایت چگونه قابل تشخیص است؟ آیا راستیآزمایی اهمیت دارد؟ اگر در بیان پارهای گزارشها اغراق شده باشد، چگونه قابل تشخیص است؟ آیا ثبت دقیق واقعه از طریق ثبت روایت، امکان پذیر است؟
معمولاً خوانندگان و بهرهبرداران آثار تاریخ شفاهی با این پرسشها مواجه هستند و بعضاً با تردیدهایی درباره برخی آثار تاریخ شفاهی روبهرور میشوند.
بارها گفته شده است که تاریخ شفاهی محصول گفتوگوی هدفمند با افراد درباره گذشته است و چون روایتها ناظر به شناخت، برداشت، تشخیص و گرایشهای راویان است، میتواند آمیخته با آسیبهایی باشد. به هر حال حافظۀ انسان، وضعیتی پایدار ندارد و به علل متعدد دچار ضعف و تغییر در شکل و محتوای روایتها میشود. حافظه مخصوصاً درباره جزئیات خطا میکند، چه بسا بخشی از خاطرات به کلی از حافظه پاک شود و روایتهایی دیگر به مرور زمان جای خاطرات و مشاهدات اصلی بنشیند و راوی به اشتباه تصور کند همینها خاطرات اوست. پس خطا و اشتباه در روایت، امری طبیعی است. حتی اغراق هم میتواند ناخودآگاه اتفاق بیافتد. البته دروغ و جعل که تعمدی بیان میشود از جنس دیگری است.
برای ورود به این بحث که اعتبارسنجی تاریخ شفاهی چگونه و از چه نقطهای آغاز میشود، باید روشن کنیم از مصاحبهشونده و روایتِ او چه انتظاری داریم؟ قرار است او درباره چه چیزی سخن بگوید، آیا واقعیتهای زندگیاش را بگوید یا سیری در تجربۀ زیستهاش داشته باشد؟ آیا مو به مو تمام جزئیات را بگوید یا نگاهی اجمالی به گذشته کند؟ شاید کسانی بخواهند فهم یا تحلیل کلی او از زندگیاش را بدانند. پس باید پرسید حقیقت مورد نظر ما از نظر چه کسی و درباره چه چیزی مورد نظر است؟ از نظر راوی یا خوانندگان یا کسی که به خاطر او روایت شکل میگیرد؟ مثل اینکه کسی به خاطر پدر، مادر یا هرکسی که به آنها عشق میورزد، خاطراتی را بیان میکند و همین مسئله موجب میشود روایت خود را کامل بیان نکند. به هر حال روایت هر کس چیزی جز نظریهای از زندگیاش نیست که شاید برخلاف میل خودش بسیاری از بخشها فراموش شده یا اشتباه فهمیده شود.[1]
همینها نشان میدهد که در مواجهه با تاریخ شفاهی از چه میزان تنوع برخوردار هستیم. برخی معتقدند راوی هرچه از زندگی خود بگوید، هر قدر نادرست هم باشد، چه بداند و چه نداند، حقیقتی را افشا میکند. هر گفتاری ولو کوتاه اگر دقیق هم نباشد، یا تحریف شده باشد، توصیف جنبهای از شخصیت راوی است. بنابراین نه میتوان آن را کاملاً تأیید و نه در اعتبارش تردید کرد. این ما هستیم که باید انتظاراتمان را با سایر روایتها از همین فرد و دیگر منابع تطبیق دهیم.[2]
بدین ترتیب، حقیقتِ روایت در بدهبستانِ میان راوی و مخاطب قرار میگیرد تا فهم مشترکی از گذشته ایجاد شود. چند وجهی بودن اینگونه متون به جای حقیقتی واحد و تغییر ناپذیر، کانونی چند صدایی و چند صورتی میسازد که در آن شخص قادر به افشای حقیقت واحد و نهایی نیست؛ اما میتواند متنی قابل تفسیر خلق کند که مخاطب در تفسیر آن شرکت کند.[3]
با عنایت به آنچه گفته شد به نظر میرسد روایتهای حاصل از مصاحبه تاریخ شفاهی را نه در چارچوبی ثابت که باید از طریق ارزیابی انتقادی و البته روشمند مورد سنجش قرار داد. این کار از طریق تقاطعگذاری با منابع دیگر، نقد روایت، بررسی جایگاه راوی و تحلیل فرایند مصاحبه انجام خواهد شد. در این بخش، محقق باید سؤالات متعددی را درباره مصاحبه و روند انجام آن بپرسد.[4]
برای ارزیابی انتقادی و روشمند تاریخ شفاهی از این معیارها میتوان بهره برد:
1) اعتبار درونی: در این بخش اعتبار درونیِ روایت مورد ارزیابی قرار میگیرد. باید ارکان و متغیرهای روایت را در نظمی منطقی دید. نباید بخشی از روایت و علل شکلگیری آن با بخش دیگر آن دچار تناقض باشد. همچنین باید دقت داشت که آیا راوی در مصاحبههای مختلف، روایتی ثابت دارد یا به تناسب موقعیت یا هر عامل دیگری روایتش دچار تغییر میشود. نکتۀ حائز اهمیت در این بخش، ارزیابی حافظۀ راوی است. اگر مصاحبهشونده بسیاری از قضایا را فراموش کرده باشد و دچار اشتباهات فاحشی باشد، نمیتواند روایت معتبر و قابل اعتمادی ارائه کند.
2) اعتبار بیرونی: در این مرحله موقعیت راوی و روایتش با مؤلفههای خارجی محک میخورد. اینکه دیگر افراد و منابع مکتوب و تصاویر چه روایتی ارائه میکنند. البته همسویی با اسناد و مدارک مکتوب اگرچه اعتباربخش است لکن نباید به آنها هم اعتماد کامل داشت، زیرا برخی اسناد و مدارک مکتوب هم با اشتباهاتی مواجه هستند، مانند اسناد ساواک که همیشه قابل اتکا و اعتماد نیست.
3) معیارهای مرتبط با راوی: در این بخش تمایلات، پیشفرضها و فرضیاتی که دیدگاه راوی را تحت تأثیر قرار میدهد، باید مورد توجه باشد. زمینه خانوادگی، اعتقادات دینی، نظام ارزشگذاری، تجربههای شخصی، سن، دوره زمانی، مکان، قومیت، نسبت، تحصیلات و طبقه اجتماعی از جمله عوامل تاثیرگذار است.[5] در این بخش باید موقعیت راوی را ارزیابی کرد. آیا او در جایگاهی بوده که بتواند در واقعه نقش مستقیم داشته باشد یا بدون واسطه آن را مشاهده کند؟ نقش او مستقیم، حاشیهای یا با فاصله زیاد( مکانی و زمانی) بوده است.؟ همچنین باید دید او در بیان روایت چه انگیزههای سیاسی، شخصی یا احساسی دارد؟ آیا این انگیزهها ممکن است روایت او را تحت تأثیر قرار دهد؟ در این روایت او خود را قهرمان، قربانی یا بیگناه جلوه میدهد. جایگاه طبقاتی، قومی، سیاسی یا جنسیتی او چه تأثیری در نگاهش دارد. علاوه بر این وضعیت جسمی، ذهنی، عاطفی یا دانش او از ماجرا چه نسبتی با روایت دارد؟ تا چه اندازه در بیان روایت اختیار و آزادی داشته است؟ چقدر به جزئیات رویداد اشراف داشته و از آن آگاه بوده است؟
از سوی دیگر لحن راوی چگونه است؟ با چه ادبیاتی به موضوع نگاه کرده؟ آیا عصبانی بوده؟ مستدل سخن گفته یا طعنه آمیز است؟ خونسرد؟ قضاوت کننده؟ مسلط؟ متفکر؟ محاورهای؟ احساسی؟ عاطفی، هیجان زده؟ شاد؟ غمگین؟ آیا لحنی واحد بر مصاحبه حاکم است؟ یا لحن هر بخش با بخش دیگر متفاوت است؟ به هر حال زبان بار معنایی خاص خود را دارد و اغلب دایره واژگانی و هر شیوۀ بیان مختص دورهای خاص است؟ کلمات ممکن است در یک دوره دارای مفهومی خاص با کاربردی متفاوت از امروز داشته باشند.[6]
4) معیارهای مربوط به مصاحبهگر و فرایند مصاحبه: در تحلیل هر نوع روایت، درک هدف پژوهشگر ضروریست. اینکه روایت با چه هدفی به وجود آمده و چرا تا به حال باقی مانده است؟ برخی مصاحبهها دارای اهداف سازمانی است، اینگونه مصاحبهها معمولاً در چارچوب مشخصی هستند و از آن خارج نمیشوند.[7] چه عواملِ زمینه سازی ممکن است دیدگاه نویسنده را تحت تاثیر قرار داده باشد؟ آیا دلیلی بر سوء توصیف یا اغراق وجود داشته است؟[8] بدیهی است مواردی مانند کیفیت سؤالات و نحوه طرح آنها و توان مصاحبهگر حائز اهمیت است. به علت نقشی که مصاحبهگر در طرح پرسشها و جهت دهی به روند مصاحبه دارد باید ارزیابی روشنی از نقش او داشت. اینکه آیا پیش از مصاحبه شناخت کافی از راوی داشته است؟ آیا پرسشها هدایتکننده، جهتدار و القایی بودهاند؟ آیا مصاحبه در کنترل مصاحبهگر بوده یا مصاحبهشونده آن را هدایت کرده است؟ همچنین رابطه مصاحبهگر و راوی چه وضعی داشته است؟ آیا طرفین به هم اعتماد داشتهاند یا فضای بی اعتمادی و ترس بر مصاحبه حاکم بوده است؟ آیا مصاحبهگر مصاحبه را کامل ضبط کرده و توضیحات تکمیلی را با جزئیات دریافت کرده و همگی دقیق پیاده شده است؟ مصاحبه در چه فضایی گرفته شده؟ آزادانه یا تحت فشار بوده است؟ شرایط زمانی و مکانی روایت چگونه بوده است؟ آیا چگونگی انجام مصاحبهها و چالشهای پیشِ رو را توضیح داده است؟ بی تردید اگر مصاحبهگر و تدوینگر از توان علمی و حرفهای مناسبی برخوردار باشند در تشخیص ابهامها، تناقضها، اشتباهها، اغراقها و دروغها در مرحله شکلگیری روایت توانمندتر خواهند بود.
5) معیارهای مرتبط با مخاطب: هر اثر تاریخ شفاهی برای مخاطبی تهیه شده یا به عبارت دیگر، نویسندۀ منبع مخاطبی خاص را در ذهن داشته است. مخاطب، به طرز قابل توجهی، میتواند بر کار نویسنده تأثیر بگذارد. اینکه چرا و چگونه و تا چه اندازه و با چه مختصاتی بنویسد. بالطبع در ارزیابیها باید تفاوت میان دو مخاطب را دانست: یکی مخاطب مشخص و پیش بینی شده که نویسنده از ابتدا روایت را برای آنها تنظیم کرده و دایره محدودی دارند. مانند مخاطبان سازمانی یا اعضای حاضر در پروژههای فرهنگی و آموزشی یا جمع محدودی از پژوهشگران. دوم مخاطب نامشخص و پیشبینی نشده که دایره گستردهای دارد و شاید از اهمیت کمتری برخوردار باشند. به هر حال هر یک از این دو گروه که باشند احتمالاً در کیفیت روایت اثر خواهد داشت.
بدین ترتیب اعتبارسنجی آثار تاریخ شفاهی امری چند وجهی و سیال است که مسئولیت آن تنها برعهدۀ یکی دو نفر نیست و در تعامل میان راوی و پژوهشگر و متن و مخاطب قابل بحث و بررسی است.
[2]. همان، ص 46 ، 47 ، 48.
[3]. همان، ص 48.
[4]. گروه نویسندگان، پژوهش و نگارش تاریخی در عصر دیجیتال، گروه مترجمان، تهران، پژوهشکده تاریخ اسلام، 1398، ص 116.
[5]. همان، ص 110.
[6]. همان، ص 114.
[7]. همان، ص 113.
[8]. همان، ص 110.
تعداد بازدید: 17
http://oral-history.ir/?page=post&id=13248
