بررسی کارکرد آموزشی کتابهای خاطرات دفاع مقدس در دانشگاهها و مدارس
محمدمهدی بهداروند
27 بهمن 1404
مقدمه: خاطراتی که به کلاس آمدند
چهار دهه از پایان جنگ تحمیلی گذشته است، اما زخمها، یادها و روایتهای آن سالها هنوز در رگهای جامعه ایران جریان دارند. جنگ اگرچه پایان یافت، اما «روایت جنگ» پایانناپذیر بود. در دهه شصت، جبهه میدان اصلی تجربه و حضور بود. رزمندگان با جان خود از مرزهای کشور دفاع کردند و مردم در پشت جبهه با ایثار و مقاومت همسنگر آنان شدند. اما وقتی صدای سلاحها خاموش شد، پرسش مهمی پیش آمد: چگونه باید این تجربه عظیم به نسلهای بعد منتقل شود؟
پاسخ به این پرسش در سالهای بعد در قالب ادبیات جنگ و بهویژه «کتابهای خاطرات دفاع مقدس» متولد شد. این کتابها به روایتهایی زنده از انسانهایی تبدیل شدند که هرکدام به سهم خود تکهای از تاریخ را بر دوش کشیده بودند. کتابهایی همچون دا؛ خاطرات سیده زهرا حسینی، نورالدین پسر ایران؛ خاطرات نورالدین عافی، پایی که جا ماند؛ خاطرات سید ناصر حسینیپور، یا مجموعه سلام بر ابراهیم توانستند با مخاطبان فراگیر ارتباط برقرار کنند و شمارگان میلیونی را به خود اختصاص دهند.
این کتابها دیگر فقط آثار فرهنگی نبودند؛ آنها به بخشی از حافظه جمعی ملت ایران تبدیل شدند. در سالهای اخیر، یکی از مهمترین پرسشهای فرهنگی این بوده است: آیا این کتابها صرفاً روایتهایی برای مطالعه شخصی هستند یا میتوانند بهعنوان «ابزار آموزشی» در نظام تربیتی کشور ایفای نقش کنند؟ آیا خاطرات دفاع مقدس میتوانند مدارس و دانشگاهها را از کلاسهای درس خشک و رسمی به میدان روایت و تجربه زنده بدل کنند؟
پاسخ این پرسشها را باید در تجربههای آموزشی مدارس و دانشگاهها جستوجو کرد. واقعیت این است که کتابهای خاطرات دفاع مقدس، بهویژه زمانی که به شکل درست انتخاب و تدریس شوند، کارکردی بسیار فراتر از سرگرمی یا حتی تاریخنگاری صرف دارند. آنها میتوانند کلاسهای درس را به صحنهای برای تربیت، هویتسازی و آموزش غیرمستقیم تبدیل کنند.
مدرسه؛ نخستین میدان روایتها
مدرسه نخستین جایی است که نسل نوجوان با مفهوم «دفاع مقدس» مواجه میشود. در کتابهای درسی تاریخ و ادبیات، فصلهایی کوتاه به جنگ و شهیدان اختصاص دارد، اما این متنهای رسمی غالباً خشک، کلی و فاقد جزئیات انسانی هستند. اثرگذاری اصلی از جایی دیگر آغاز میشود: از «کتابهای خاطرات».
تجربه دانشآموزان با کتابهای خاطره
وقتی دانشآموزی در مقطع راهنمایی یا دبیرستان کتاب سلام بر ابراهیم را میخواند، دیگر صرفاً با چند خط اطلاعات تاریخی روبهرو نیست. او در آینه روایت، با نوجوانی همسنوسال خود آشنا میشود که در کوچههای همین شهر بزرگ شده، بازی کرده، دغدغههای مشابهی داشته، اما در مسیر ایمان و مقاومت قدم گذاشته است. چنین مواجههای تجربهای عاطفی، اخلاقی و هویتی ایجاد میکند که هیچ متن رسمی درسی قادر به جایگزینی آن نیست.
کارکردهای آموزشی در مدارس
خاطرات دفاع مقدس در محیط مدارس نه تنها به عنوان یک منبع تاریخی، بلکه به عنوان یک ابزار آموزشی و تربیتی مؤثر عمل میکنند. این خاطرات چند کارکرد اساسی دارند که با کمی دقت، میتوان عمق اثرگذاری آنها را در ذهن و رفتار دانشآموزان مشاهده کرد:
- تقویت هویت ملی و دینی:
- روایتهای شخصی رزمندگان باعث میشود دانشآموزان احساس کنند خود نیز بخشی از این تاریخ هستند. وقتی نوجوانی در کتابی میخواند که یک رزمنده در لحظه وداع با خانواده، همزمان از عشق به مادر و ایمان به خدا سخن میگوید، پیوندی عاطفی و فکری میان او و آن نسل برقرار میشود. این خاطرات بهگونهای هویت ملی و دینی را در جان دانشآموز مینشانند که صرفاً از طریق کتابهای درسی رسمی به دست نمیآید.
- ایجاد الگوهای رفتاری و اخلاقی:
- قهرمانان جنگ در این کتابها نه ابرقهرمانهای دور از دسترس، بلکه انسانهای معمولی هستند که با انتخابهای بزرگ و تصمیمهای دشوار، به جایگاه قهرمانی رسیدهاند. وقتی دانشآموز میبیند نوجوانی ۱۶ یا ۱۷ ساله هم میتوانسته با شجاعت در جبهه حاضر شود و همزمان دغدغه درس و خانواده داشته باشد، الگویی واقعی برای زندگی روزمره خود پیدا میکند. این الگوها در شکلدهی شخصیت، تعهد اجتماعی و احساس مسئولیت بسیار کارآمدند.
- یادگیری غیرمستقیم و جذاب:
- در حالی که کتابهای تاریخ رسمی بیشتر بر حفظ وقایع، سالها و اسامی متمرکزند، خاطرات دفاع مقدس با زبان ساده و روایتهای داستانی، دانشآموز را درگیر تجربه زیسته میکنند. جزئیاتی مانند نحوه غذا خوردن در سنگر، شوخیهای رزمندگان یا سختیهای شبهای عملیات، فرآیند یادگیری را شیرین و ماندگار میسازد. این نوع یادگیری غیررسمی و غیرمستقیم، ماندگاری بیشتری دارد و باعث میشود تاریخ به تجربهای انسانی و ملموس تبدیل شود.
- تقویت همبستگی جمعی و کار گروهی:
- وقتی یک کلاس بهطور جمعی کتابی مانند دا یا پایی که جا ماند را میخواند و سپس درباره آن گفتوگو میکند، تجربهای مشترک شکل میگیرد که روحیه وحدت و همدلی را افزایش میدهد. بحثهای کلاسی حول این کتابها، فرصت گفتوگوی بیننسلی را نیز فراهم میکند و نشان میدهد که تاریخ صرفاً متعلق به گذشته نیست، بلکه میراثی است که آینده را نیز میسازد.
نمونههای عینی و تجربیات موفق
- مسابقات کتابخوانی:
- در بسیاری از مدارس کشور، مسابقات کتابخوانی با محوریت آثار دفاع مقدس برگزار میشود. این رقابتها به دانشآموزان انگیزه میدهد تا سراغ کتابهایی بروند که شاید در شرایط عادی به سمت آنها نمیرفتند. شور و هیجان رقابتی، به خواندن رنگ و بوی تازه میدهد و فضای مدرسه را به محیطی فرهنگی و پرنشاط تبدیل میکند.
- اردوهای راهیان نور:
- یکی از تجربههای موفق ترکیب آموزش نظری و میدانی، سفرهای راهیان نور است. دانشآموزی که پیش از سفر کتابی مانند نورالدین پسر ایران یا سلام بر ابراهیم را خوانده، هنگام قدم گذاشتن در شلمچه یا هویزه، تجربهای عاطفی و عمیق پیدا میکند. در این حالت، مکان جغرافیایی با روایت کتاب در ذهن او پیوند میخورد و یادگیری بهصورت چندلایه و ماندگار شکل میگیرد.
- زنگ انشا و ادبیات:
- معلمان خلاق از خاطرات جنگ به عنوان بستری برای تقویت قدرت تخیل و نگارش دانشآموزان استفاده میکنند. گاهی پس از خواندن بخشی از یک خاطره، از دانشآموز خواسته میشود که ادامه داستان را با تخیل خود بنویسد یا برداشت شخصیاش را در قالب انشا بیان کند. این روش علاوه بر پرورش خلاقیت، موجب میشود دانشآموزان با نگاه انسانیتری به تاریخ بنگرند و آن را بخشی از زندگی خود بدانند.
- برگزاری نشستهای گفتوگو با راویان:
- در برخی مدارس، از رزمندگان یا نویسندگان این خاطرات دعوت میشود تا روایات خود را مستقیماً برای دانشآموزان بازگو کنند. این ارتباط زنده و انسانی، اثری دوچندان دارد، چرا که دانشآموز با چهره و صدای کسی مواجه میشود که واقعاً در متن تاریخ حضور داشته است.
محدودیتها در مدارس
با وجود همه ظرفیتها، حضور کتابهای خاطرات در مدارس بیشتر به شکل فوقبرنامه بوده است. در کتابهای رسمی درسی، تنها اشارهای گذرا به دفاع مقدس وجود دارد و کمتر به روایتهای زنده پرداخته میشود. این خلأ نشان میدهد نظام آموزشی هنوز نتوانسته از ظرفیت کامل خاطرات بهره ببرد.
دانشگاه؛ از متن به تحلیل
دانشگاه فضایی متفاوت با مدرسه دارد. در این محیط، دانشجو صرفاً «خواننده منفعل» خاطرات نیست، بلکه باید آنها را به چشم «منبع» ببیند و فراتر از لذت خواندن، به تحلیل تاریخی، اجتماعی و فرهنگیشان بپردازد. اینجاست که کارکردهای آموزشی خاطرات دفاع مقدس در دانشگاهها رنگ و بوی تازهای میگیرد.
خاطرات بهعنوان منبع تاریخی
در رشتههای تاریخ و علوم اجتماعی، کتابهای خاطرات دفاع مقدس بهعنوان منابع دستاول جایگاه مهمی پیدا کردهاند. برای نمونه، پایی که جا ماند نه تنها روایت تکاندهنده یک اسیر ایرانی در اردوگاههای عراق است، بلکه تصویری انسانی و عینی از شرایط جنگ و اسارت ارائه میدهد که هیچ کتاب رسمی یا گزارش دولتی قادر به انتقال آن نیست. چنین آثاری بهعنوان متن درسی یا منبع مکمل در برخی دانشگاهها معرفی شده و مورد تحلیل قرار گرفتهاند.
کارکردهای آموزشی در دانشگاهها
- تقویت مهارت تحلیل انتقادی:
- دانشجویان با خواندن خاطرات میآموزند روایت شخصی را در چارچوب اجتماعی و سیاسی گستردهتر تحلیل کنند. این تمرین، قدرت نقد و پرسشگری آنان را افزایش میدهد و به آنها میآموزد که هر متن را نه بهعنوان حقیقت مطلق، بلکه بهعنوان بخشی از یک واقعیت پیچیده تاریخی بخوانند.
- ایجاد پیوند میان نسلها:
- بخش زیادی از دانشجویان امروز متولد پس از جنگ هستند و جنگ را تجربه نکردهاند. برای آنان، خاطرات پل ارتباطی میان نسل جنگ و نسل پس از آن است. این پیوند باعث میشود که تاریخ در ذهن دانشجو زنده شود و به موضوعی شخصی و ملموس بدل گردد.
- الهام برای تولید آثار علمی و هنری::
- در رشتههای ادبیات، هنر و رسانه، خاطرات جنگ الهامبخش بسیاری از رمانها، فیلمنامهها، مستندها و نمایشنامهها بوده است. دانشجویانی که این متون را مطالعه میکنند، مواد خام و زندهای برای خلق آثار هنری و پژوهشهای نو مییابند.
- آشنایی با روششناسی تاریخ شفاهی:
- کتابهای خاطرات عملاً کلاس زندهای برای آموزش روش تحقیق تاریخ شفاهی هستند. دانشجویان با خواندن این متون، با نحوه مصاحبه، گردآوری دادهها، تدوین و حتی نقش حافظه و احساسات در ثبت تاریخ آشنا میشوند. این تجربه برای کسانی که قصد دارند در حوزه تاریخ شفاهی یا مطالعات فرهنگی پژوهش کنند، بسیار ارزشمند است.
کاربرد میانرشتهای
- روانشناسی: خاطرات جانبازان و اسرا، منبعی بیبدیل برای مطالعه تابآوری، مقاومت روانی و سازوکارهای امید در شرایط دشوار محسوب میشود.
- علوم سیاسی: روایتهای فرماندهان میتواند بهعنوان مطالعه موردی برای بررسی تصمیمگیریهای استراتژیک در شرایط بحرانی به کار رود.
- جامعهشناسی: خاطرات زنان، خانوادههای شهدا و امدادگران تصویری تازه از نقشهای اجتماعی زنان و پویایی جامعه در زمان جنگ ارائه میدهد.
- هنر و رسانه: بررسی ساختار روایت در این کتابها، الهامبخش تکنیکهای جدید در داستاننویسی، فیلمنامهنویسی و حتی تولید محتوای رسانهای است.
تجربههای موفق دانشگاهی
برخی دانشگاهها نشستهای نقد و بررسی کتاب برگزار کردهاند. در این جلسات، دانشجویان پس از مطالعه یک اثر مانند نورالدین پسر ایران یا دا، با نویسنده یا راوی دیدار میکنند. این تعامل زنده، خاطره را از «صفحه کتاب» بیرون میآورد و به یک تجربه اجتماعی و علمی بدل میسازد.
در مواردی دیگر، پایاننامههای دانشگاهی با محوریت این خاطرات نوشته شده است؛ از تحلیل زبان و سبک روایت گرفته تا بررسی ابعاد جامعهشناختی یا روانشناختی آنها. این روند نشان میدهد که خاطرات دفاع مقدس نهتنها ابزاری برای انتقال تجربه، بلکه زمینهساز پژوهشهای میانرشتهای گسترده نیز هستند.
چالشها و کاستیها
با وجود همه ظرفیتها، ورود خاطرات دفاع مقدس به نظام آموزشی مدارس و دانشگاهها مسیر همواری ندارد. این کتابها اگرچه ارزشمندند، اما در فرآیند آموزش با موانع و کاستیهایی مواجهاند که توجه به آنها ضروری است:
- زبان و سبک روایت
- بسیاری از خاطرات با نثری طولانی و جزئیات فراوان نوشته شدهاند. برای نوجوانان دبیرستانی، این سبک گاهی خستهکننده و دور از جذابیت است و آنها را از ادامه خواندن بازمیدارد. در مقابل، برخی کتابها با سادهسازی بیش از حد نوشته شدهاند که برای دانشجویان فاقد عمق تحلیلی لازم است. به بیان دیگر، تناسب مخاطب و متن بهخوبی رعایت نشده و همین امر باعث میشود کتابها نتوانند اثرگذاری مطلوب داشته باشند. برای نمونه، کتابهایی مانند نورالدین پسر ایران بهدلیل روایت پرجزئیات، برای برخی نوجوانان دشوار است، در حالیکه کتابهایی مثل آن بیست و سه نفر بهخاطر ایجاز، در سطح دانشگاهی کمتر به تحلیل عمیق منجر میشوند.
- نبود چارچوب آموزشی مدون
- یکی از مشکلات اصلی این است که هنوز بستههای درسی و راهنمای آموزشی استاندارد، بر اساس خاطرات دفاع مقدس طراحی نشده است. بیشتر استفادهها به ابتکار شخصی معلمان و استادان وابسته است و از یک نظاممندی آموزشی برخوردار نیست. نبود راهنمای مشخص باعث میشود یک معلم بهخوبی از این کتابها بهره ببرد و دیگری تنها به اشارهای گذرا بسنده کند. این پراکندگی، موجب کاهش بهرهوری و تضعیف جایگاه خاطرات در آموزش رسمی میشود.
- سطحیخوانی و مصرف ابزاری
- بسیاری از دانشآموزان یا حتی دانشجویان، کتابهای خاطرات را تنها برای شرکت در مسابقات کتابخوانی یا گذراندن واحد درسی مرور میکنند. در این حالت، خواندن خاطرات به فعالیتی سطحی و شکلی بدل میشود، بیآنکه تأثیر عمیق در اندیشه و شخصیت آنان بر جای بگذارد. این نوع رویکرد، عملاً هدف اصلی خاطرات که انتقال تجربه و ایجاد درک انسانی از جنگ است را ناکام میگذارد.
- نگاه تبلیغاتی و کاهش جذابیت
- یکی از آفتهای مهم، نگاه صرفاً تبلیغاتی به خاطرات است. وقتی این آثار فقط بهعنوان ابزار تبلیغ برای ارزشها معرفی میشوند و نه بهعنوان متون انسانی و تاریخی، مخاطبان جوان دچار مقاومت روانی میشوند. تجربه نشان داده است که دانشآموز یا دانشجوی امروز اگر احساس کند کتابی برای او «تحمیل» شده است، ناخودآگاه در برابر آن جبهه میگیرد. در نتیجه، ارزش ذاتی و محتوای واقعی کتابها نادیده گرفته میشود.
- کمبود نگاه میانرشتهای
- اغلب خاطرات تنها در قالب ادبیات یا تاریخ تدریس و مطالعه میشوند. در حالیکه ظرفیتهای آنها بسیار فراتر است: در روانشناسی میتوان از خاطرات جانبازان برای تحلیل تابآوری استفاده کرد؛ در علوم سیاسی، خاطرات فرماندهان نمونههای زندهای از تصمیمگیری در بحران هستند؛ در جامعهشناسی، خاطرات زنان رزمنده و خانواده شهدا نشاندهنده نقش اجتماعی آنان است. غفلت از این نگاه میانرشتهای، موجب محدود شدن دایره استفاده از این آثار میشود.
- فقدان آموزش روش نقد و تحلیل
- در بسیاری از موارد، دانشجویان و دانشآموزان فقط به خواندن متن بسنده میکنند، بیآنکه مهارت نقد و تحلیل آن را بیاموزند. نبود آموزش روشمند باعث میشود این آثار یا بهطور کامل تقدیس شوند یا بهطور کامل کنار گذاشته شوند، در حالیکه نگاه تحلیلی میتواند هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف روایتها را آشکار کند.
- فاصله نسلی و بیگانگی زبانی
- برخی از خاطرات با زبانی نوشته شدهاند که برای نسل جدید چندان آشنا و ملموس نیست. اصطلاحات خاص جبهه، ارجاعات فرهنگی دهه ۶۰ یا حتی نوع روایتگری سنتی ممکن است برای نسل امروز غریب به نظر برسد. اگر این شکاف زبانی پر نشود، کتابها نمیتوانند ارتباط عاطفی و فکری لازم را با نسل جدید برقرار کنند.
نتیجهگیری: از روایت تا هویتسازی
کتابهای خاطرات دفاع مقدس تنها گزارشهایی از گذشته نیستند؛ آنها متونی زنده، جاری و پویا هستند که میتوانند امروز نیز الهامبخش و هدایتکننده باشند. این آثار نه تنها به بازگو کردن حوادث جنگ میپردازند، بلکه تجربه انسانی، تصمیمگیری، مقاومت، خلاقیت و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی را نیز منتقل میکنند.
در مدارس، خاطرات دفاع مقدس میتوانند نوجوانان را با قهرمانانی همسن و سال خودشان آشنا کنند. وقتی دانشآموز دا را میخواند، جنگ را از دید یک دختر نوجوان تجربه میکند؛ از ترس و نگرانی او برای خانواده گرفته تا شجاعت و پایمردی او در شرایط بحرانی. این تجربه باعث میشود تاریخ برای نوجوانان ملموس و انسانی شود و هویت ملی و دینی آنها تقویت گردد.
در دانشگاهها، این کتابها فراتر از داستانخوانی عمل میکنند و بستری برای تحلیل انتقادی، پژوهش علمی و تولید هنری فراهم میآورند. دانشجو با مطالعه کتابهایی مانند پایی که جا ماند با ابعاد روانشناختی، اجتماعی و سیاسی اسارت و جنگ آشنا میشود و میتواند از آن برای تحقیقات میانرشتهای در روانشناسی، جامعهشناسی و علوم سیاسی بهره ببرد. همچنین، این آثار الهامبخش پروژههای هنری، فیلمنامهها، مستندها و داستانهای جدید نیز هستند، زیرا تجربه انسانی واقعی و زنده را به مخاطب منتقل میکنند.
این کتابها نشان میدهند که تاریخ صرفاً مجموعهای از وقایع نیست؛ بلکه روایت زندگی انسانهای واقعی و تصمیمهای آنهاست که میتواند درسهای عملی و اخلاقی ارائه دهد. خواندن خاطرات دفاع مقدس، چه در مدرسه و چه در دانشگاه، دانشآموز و دانشجو را با مفاهیمی مانند شجاعت، همبستگی، مقاومت و مسئولیت اجتماعی مواجه میکند و آنها را به تأمل در ارزشهای انسانی و اجتماعی دعوت میکند.
برای آینده، ضروری است اقدامات زیر انجام شود:
- تدوین بستههای آموزشی مبتنی بر خاطرات: نظام آموزشی باید راهنماییهای استاندارد و بستههای درسی مدون طراحی کند تا معلمان و اساتید بتوانند بهطور هدفمند از خاطرات دفاع مقدس در کلاس استفاده کنند. این بستهها باید شامل تحلیلهای میانرشتهای، پرسشهای انتقادی و فعالیتهای عملی باشند.
- برگزاری کارگاههای میانرشتهای در دانشگاهها: دانشجویان باید فرصت داشته باشند خاطرات جنگ را از زاویههای مختلف مطالعه کنند؛ روانشناسی، جامعهشناسی، علوم سیاسی، ادبیات و هنر. این کارگاهها میتواند مهارت تحلیل، پژوهش و خلاقیت هنری دانشجویان را ارتقاء دهد و نگاه انتقادی آنها را نسبت به منابع تاریخی تقویت کند.
- گنجاندن روایتهای زنان، کودکان و اقلیتها: برای ارائه تصویری جامعتر از جنگ، خاطرات گروههای کمتر دیدهشده باید وارد آموزش شود. تجربه زنان رزمنده، کودکان حاضر در مناطق جنگی و اقلیتهای اجتماعی، ابعاد تازهای از زندگی اجتماعی و فرهنگی دوران دفاع مقدس را روشن میکند.
اگر این مسیر با دقت و برنامهریزی درست طی شود، خاطرات دفاع مقدس نهتنها حافظه تاریخی کشور را زنده نگه میدارند، بلکه چراغ راه آینده نسلها خواهند بود. این آثار میتوانند کلاسهای درس را از صرفاً انتقال اطلاعات به سمت «هویتسازی» و «آیندهپردازی» هدایت کنند، جایی که دانشآموز و دانشجو با شناخت تاریخ، مهارت تحلیل و بینش اجتماعی، قادر به شکلدهی آیندهای بهتر باشند.
در نهایت، خاطرات دفاع مقدس بهعنوان ابزار آموزشی و فرهنگی، پلی میان گذشته، حال و آینده هستند؛ پلی که میتواند نسل امروز را با ارزشها، تجربهها و هویت جمعی خود پیوند دهد و در عین حال، آنها را برای مواجهه با چالشهای فردی و جمعی آماده سازد. این روایتها، زنده و جاری، همچنان الهامبخش و راهنما برای تربیت انسانی، اجتماعی و فرهنگی نسلهای آینده باقی خواهند ماند.
تعداد بازدید: 20
http://oral-history.ir/?page=post&id=13070
