نگاهی به کتاب پیشگامان وادی نور

غلامرضا عزیزی
عضو هیئت علمی (بازنشسته)، پژوهشگر تاریخ شفاهی

23 دی 1404


■ پیشگامان وادی نور: تاریخ شفاهی رزمنده پیشکسوت آقای «فتح‌الله قهرمان»

■ مصاحبه و تدوین: مریم عزتی.

■ ویراستار: نجمه خادم‌زبان.

■ ناشر: مرصاد (وابسته به اداره کل حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه)، 128ص.

■ چاپ اول 1403.

■ تیراژ: 10000.

■ قیمت: 150.000 تومان.

در مواردی مشاهده شده که «مقدمه» یکی از اجزای کمتر مورد توجه در کتاب‌های تاریخ شفاهی است. اگر مقدمه را شامل مطالب توضیحی تدوینگر یا مصاحبه‌کننده (یا هر شخصی دیگر) بدانیم که در آن چگونگی به‌وجود آمدن کتاب را شرح داده است، در این حالت خواننده چه انتظاراتی از مقدمۀ کتاب مصاحبه‌های تاریخ شفاهی که به روش جلسه‌محور[1] منتشر شده‌اند، دارد؟

اهمیت موضوعی. دلیل انتخاب سوژه و به عبارت دیگر دلیل اهمیت موضوع کتاب چه بوده است؟ به‌ویژه طرح این مسئله که مشاهدات مصاحبه‌کننده، چه موضوع‌هایی را تحت پوشش قرار می‌دهد و دریافت‌های او از رخدادها چه مسائل پنهانی را آشکار می‌کند؟

نباید فراموش کرد این اهمیت از زوایای دیگری نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. مثلاً در مواردی که یک غلط مصطلح تاریخی پس از انتشار این مصاحبه اصلاح شود؛ یا اطلاعات مبهمی آشکار گردد؛ یا اطلاعات موجود مورد تردید واقع شود. در این راستا حتی شایسته است این نکته‌ها در مقدمه مورد توجه قرار گیرد که کدام قسمت‌های مصاحبه از نظر مصاحبه‌کننده مهم و بدیع است؟ آیا مصاحبه‌شونده به مسائل مغفول در تاریخ معاصر اشاره کرده است؟ زاویه دید مصاحبه‌شونده چه بوده و چه اهمیتی دارد؟ و مواردی نظیر آن.

روش. علاوه بر آن تدوینگر باید اطلاعاتی درباره روش پژوهش بدهد. این اطلاعات در دو گروه کلی «اجرای مصاحبه» و «شیوه تدوین» قابل بحث و بررسی است.

اجرای مصاحبه. در مقدمه باید «مختصات مصاحبه» را بیان کرد. به عبارت دیگر ضروری است که مشخص شود مصاحبه را چه شخصی[2] انجام داده است. در این راه حتی بهتر است مصاحبه‌کننده به‌شیوه‌ای مختصر برای خواننده معرفی شود.

آنگاه باید گفته شود مصاحبه‌ها در مجموع چند جلسه بوده و در کجا انجام شده و چقدر طول کشیده است؟ حتی شاید بتوان با ابتکارات فردی گام را از اینها هم فراتر نهاد و مثلاً شرایط عمومی مصاحبه‌شونده هنگام مصاحبه را نیز در مقدمه ذکر کرد.

برخی کتاب‌های مصاحبه که با شیوه جلسه‌محور تنظیم و تدوین و منتشر شده‌اند، در زیرنویس ابتدایی هر فصل، شماری از این قبیل اطلاعات اصلی مصاحبه را آورده‌اند. مثلاً:

«جلسه اول تاریخ شفاهی سردار مرتضی قربانی در ساعت 11 روز یکشنبه، 28 تیر 1388، در دفتر موزه دفاع مقدس واقع در پادگان شهید نظران در حشمتیه تهران برگزار شد. در این جلسه، آقای مرتضی تاج، همرزم سردار قربانی نیز، حضور داشتند.»

چرا توضیح این موارد ضروری است؟ این اطلاعات بدین دلیل باید بیان شود که سندیت و اصالت مصاحبه را حفظ کند. نباید فراموش کرد تهیه‌کنندگان پروژ‌ه‌های تاریخ شفاهی از آنجا که هم خود مجری و هم استفاده‌کننده از مصاحبه‌ها هستند (چه به صورت نگهداری در آرشیوشان و چه به صورت انتشار کتاب)، می‌توانند در معرض این اتهام قرار گیرند که این پروژه‌ها را سوگیرانه به اجرا درآورده‌اند و هر گونه ابهام و گنگی می‌تواند بدان بلیه دامن زند.

شیوه تدوین. یکی دیگر از مواردی که تدوینگر در مقدمه باید توضیح دهد روشی است که برای تدوین اثر برگزیده است. این مطلب به‌ویژه در زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که وی (به هر دلیل) وفادار به صورت و روند و جریان مصاحبه نبوده و به‌قولی در «متن دست برده» است.

از یک سو نبود اتفاق نظر دست‌اندرکاران تدوین آثار تاریخ شفاهی در نحوۀ ویرایش و میزان تغییر و تبدیل و انتشار مصاحبه‌ها، و از سوی دیگر به‌کارگیری سَبک‌ها و روش‌هایی با شباهت‌های نسبی، تدوین و ویراستاری آثار برآمده‌ از مصاحبه‌های تاریخ شفاهی را دشوار و اندکی متفاوت ساخته است.

نگارنده این سطور، پیش از این شیوه‌های آماده‌سازی مصاحبه‌های تاریخ شفاهی را برای انتشار به چهار صورت کلی زیر بیان کرده است:

مستندنگاری: یا روش ارائه کلمه‌به‌کلمه مصاحبه. ابتدایی‌ترین (و در واقع سهل‌الوصول‌ترین) روش تنظیم و انتشار مصاحبه‌های تاریخ شفاهی، روش انتشار متن، هر چه نزدیک‌تر به روند مصاحبه است. در این روش تدوینگر اثر بدون هیچگونه جرح و تعدیلی در متن پیاده‌شده مصاحبه، می‌کوشد تا مصاحبه را تقریباً به صورت کلمه به کلمه (و یا با کمترین تغییرات، و فقط با اعمال قواعد نقطه‌گذاری در متن) پیاده و منتشر کند.

بازنگاری: در روش دوم تدوینگر اثر می‌کوشد با رعایت تقدم و تأخر وقایع زمانی، مصاحبه را بازنویسی کند.

بازآرایی: در روش سوم تدوینگر (هر چند وفادار به متن مصاحبه و تقسیم‌بندی اولیه بر اساس تاریخ رخدادها)، فصل‌بندی موضوعی را هم به‌عنوان تقسیم‌بندی ثانویه لحاظ می‌کند. در این روش بر هم خوردن توالی تاریخی فصل‌های کتاب، به نفع بیان یک مسئله از ابتدا تا پایان آن در یک فصل، متصور است.

بازآفرینی: روش چهارمی نیز دیده شده که متن مصاحبه کاملاً بازآرایی و بازنویسی می‌شود که آن را هم می‌توان به دو نوع تقسیم کرد بازآفرینی مصاحبه متأثر از ادبیات (خاطره‌نویسی، رمان‌نویسی و زندگینامه‌نویسی)، و بازآفرینی متن با کمک منابع تاریخی. (البته در روش دوم و سوم بنا به میزان حذف مطالب شامل بسیار کم، کم یا زیاد، می‌توان تقسیم‌بندی‌‌های دیگری را نیز ارائه داد).

هنگامی‌که ممکن است تدوین‌گر از یکی از این چهار روش کلی فوق (یا گونه‌های احتمالی دیگر) برای انتشار کتاب مصاحبه یاری گرفته باشد، پس باید روش خود را در مقدمه شرح دهد تا خواننده از میزان و نحوه تغییرات در مصاحبه مطلع گردد و به‌نوعی اصالت مصاحبه را تضمین کند.

افزون بر آنچه بیان شد، اطلاعات تکمیلی دیگری نیز می‌تواند به متن اضافه شود که از لحاظ شکلی شاید به‌عنوان آنچه در پیشگفتار می‌آید شناخته و دسته‌بندی شود. مواردی همچون شرح ساختار اثر و مشکلاتی که در مسیر تدوین این کتاب مصاحبه‌کننده با آن مواجه شده است و تشکر و قدردانی از افرادی که در این مسیر وی را همراهی یا با او همکاری کرده‌اند.

  ■

پس از بیان این مختصر دربارۀ مقدمه‌نویسی در کتاب‌های مصاحبه تاریخ‌شفاهی، بهتر است به معرفی کتاب «پیشگامان وادی نور: تاریخ شفاهی رزمنده پیشکسوت آقای "فتح‌الله قهرمان"» بازگردیم. برای سهولت دسته‌بندی مطالب، کتاب را در سه حیطۀ محتوایی، روشی و ویرایشی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

محتوایی: نخستین نکته‌ای که می‌توان بدان اشاره کرد آن است که عنوان کتاب در فهرست‌نویسی پیش از انتشار «پیشگامان وادی نور: تاریخ شفاهی جناب سرهنگ حاج آقای فتح‌الله قهرمان» می‌باشد که ظاهراً در آخرین لحظات پیش از انتشار، به‌عنوان روی جلد تغییر یافته است.

به پندار نویسنده این سطور، شاید هر دو عنوان چندان شایسته و دقیق نباشد. زیرا از آنجا که کتاب در واقع قطعه‌‌ای از جورچین (پازل) تاریخ دفاع مقدس است که با روش «تاریخ شفاهیِ زندگینامه‌ای» از زبان آقای قهرمان و در جریان مصاحبه‌ای فعال اخذ شده است، به‌نظرمی‌رسد عنوان‌هایی همچون «تاریخ شفاهی دفاع مقدس: مصاحبه با رزمنده پیشکسوت فتح‌الله قهرمان»، یا «مصاحبه تاریخ شفاهی با رزمنده پیشکسوت فتح‌الله قهرمان»، یا «تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت فتح‌الله قهرمان» دقیق‌تر از عنوان فعلی باشد.

مطالب کتاب با پیشگفتار و سخن نویسنده آغاز شده و در چهار فصل سامان یافته و تعدادی عکس در ضمیمه کتاب آورده شده است. پیشگفتار به نوشته‌ای از مصاحبه‌شونده اختصاص یافته است. پس از پیشگفتار یادداشت‌گونه‌ای از مصاحبه‌کننده و تدوینگر کتاب با نام سخن نویسنده، آمده که در جای مقدمه نشسته است.

سخن نویسنده در این مقام، نسبت به آنچه که پیش از این در شرایط مقدمه گفته شد، ناقص است. برای مثال «مختصات مصاحبه‌ها» به درستی بیان نشده و ناکافی است. هرچند گفته شده «اولین جلسه از مصاحبه در خرداد ماه 1402 هجری ‌شمسی در اداره بنیاد حفظ آثار استان کرمانشاه برگزار شد» اما مشخص نیست چند جلسه مصاحبه انجام شده؟ در چه دوره زمانی (چه هنگام) و کجا این مصاحبه‌ها انجام شده؟ آیا شخص دیگری (جدای از مصاحبه‌شونده و مصاحبه‌کننده) در جلسه‌های مصاحبه حضور داشته یا به هر نوع بر آن تأثیر گذاشته است؟

از سوی دیگر تدوینگر گزارشی از نحوه آشنایی با مصاحبه‌کننده، دلیل انتخاب او برای مصاحبه، و همچنین چگونگی تهیه و اجرای طرح ارائه نداده و در نهایت نحوه و چگونگی ویرایش متن پیاده‌شده مصاحبه را نیز به‌خوبی بیان نکرده و مشخص نساخته است.

پس از سخن نویسنده، فصول چهارگانه کتاب آغاز می‌شود. فصل‌بندی کتاب، متناسب با متن انجام شده، اما به دلیل پیش‌گفته، میزان تناسب آن با جریان و روند مصاحبه نامشخص است.

مصاحبه‌کننده در نخستین پرسش، از مصاحبه‌شونده خواسته که «انگیزه‌تان را از ثبت تاریخ شفاهی بفرمایید». در مقابل راوی انگیزه خود را بیان «مصداق امدادهای الهی‌ای که شامل حال رزمندگان می‌شد» عنوان کرده (ص13) درصورتی‌که به نظر نمی‌رسد پرداختن به امور ماورایی و الهی باشد؛ یعنی مواردی که در حیطۀ پژوهش‌های تاریخی که بر اساس اسناد و مدارک و منابع شکل می‌گیرند. مضافاً آنکه به جز چند خواب و تعبیر خواب و مواردی که در زندگی روزمره غالباً از آنها با عنوان شانس تلقی می‌شود، مشخص نیست منظور مصاحبه‌شونده محترم از امداد الهی چیست.

برخی مطالب در روندی خارج از مسیر متن (پس و پیش) آمده است. برای نمونه در فصل دو «مسئله اعزام مجدد به جبهه پس از ازدواج» با این عبارت مطرح شده است: «دو سه روز بعد از عروسی به جبهه برگشتم» (ص40) درصورتی‌که تا اینجا زمان اعزام به جبهه دقیقاً بیان نشده است. در واقع در صفحه 59 به مسئله رضایت گرفتن از پدر و مادر برای رفتن به جبهه و در صفحه 60 به تاریخ اولین اعزام به جبهه اشاره می‌شود.

هنگام صحبت کردن از رفتن به مدرسه متوجه می‌شویم که برای تحصیل از کرمانشاه به مسجد سلیمان رفته است (ص17).

برخی سؤال‌های مصاحبه‌کننده هدایتگرانه است مثلاً «چرا دبیرستان صنعتی را انتخاب کردید» (ص20). در صورتی‌که هنوز مصاحبه‌شونده نگفته که ثبت‌نام در مدرسه صنعتی انتخاب خودش بوده است یا راهنمایی دیگران یا حتی بر اثر جبر پدر.

راوی در صفحه 41 از مستأجران پدر یاد کرده است، در صورتی که در متن مشخص نشده بعد از فروش اولین خانه، آیا پدر راوی بیش از یک خانه خریده است؟ یا یک خانه داشته اتاق‌هایش را به چند مستأجر اجاره می‌داده؟ یا اینکه از مستأجرانی یادشده که یکی پس از دیگری خانه را اجاره می‌کرده‌اند؟ این نکته (هرچند بی‌اهمیت) اگر در متن می‌آید نباید ایهام داشته و موجب ابهام شود.

استفاده افراطی از عبارت «هجری‌شمسی» (بعد از ذکر ماه و سال) در متن دیده می‌شود. مثل «فروردین 1358 هجری‌شمسی» (ص26 و 27). درصورتی که در ترکیب‌هایی نظیر «فروردین 1358» یا «شهریور 1359» کاملاً مشخص است که از سال هجری شمسی سخن می‌گوییم. به‌ویژه با توجه به آن‌که به سال میلادی در متن اشاره نشده، حضور اولین بار «هجری‌شمسی» بعد از ذکر سال کافی است، زیرا در ادامۀ متن، امکانی برای انحراف ذهن خواننده متصور نیست.

در صفحه 97، لشکر 81 زرهی به اشتباه از یگان‌های سازمانی فراجا (به‌ جایِ: نزاجا) دانسته شده است.

زمان تأسیس بازارچۀ مرزی جوانرود (ص54) مشخص نشده است.

منظور از «گشت جولۀ شبانه‌روزی» (ص71) را متوجه نشدم. آیا در اینجا «جوله» اشتباهاً به جای «جوخه» آمده است؟

کتاب با پایان یافتن عملیات مرصاد پایان می‌یابد، درصورتی که انتظار خواننده از کتاب «تاریخ شفاهی زندگینامه‌ای» آن است که تا روزگار مصاحبه را بر گیرد.

روشی: همچنان که در آغاز اشاره شد، اطلاعی از روش پیاده‌سازی و تدوین مصاحبه‌ها ارائه نشده است.

کتاب فاقد نمایه است.

گویاسازی‌ها و توضیحات متن، اندک و فاقد ارجاع هستند. همچنین نویسنده زیرنویس‌ها ذکر نشده است. در مواردی احساس می‌شود متن زیرنویس حلقه‌‌ای از زنجیرۀ گفتار مصاحبه‌شونده است، اما در برخی موارد تشخیص آنکه گویاسازی بُرشی از سخنان راوی است یا مصاحبه‌کننده آن را به متن افزوده است، ممکن نیست. همچنین مشخص نیست تدوینگر محترم بر مبنای چه اصولی دست به گویاسازی زده است (یعنی دلیل انتخاب برخی واژه‌ها برای گویاسازی و بی‌توجهی به موارد دیگر چه بوده است). برای نمونه:

به افراد زیادی در متن اشاره شده که شرحی در معرفی آنها آورده نشده است. افرادی همچون امیر نوعی (ص42)، مجید زارعی (ص49)، آیت شعبانی، مهدی تقی‌خانی (ص50) و اردشیر هندمینی (ص65).

حتی هنگام اولین ظهور برخی اسامی در متن، نام آنها نیز آورده نشده و به آوردن نام‌خانوادگی بسنده شده است؛ افرادی همچون: پولکی، کرمی‌راد، (ص27)، آقای بیات (ص28)، آقای امیری و دوستانش (ص49)، آقای سپهر (ص50).

دامنه بی‌توجهی به گویاسازی اسامی، به مکان‌های جغرافیایی نیز کشیده شده است؛ مواردی نظیر: روستای فشی (یا فش؟)، گودین (ص48)، نوسود، دوآب (ص60)، نودشه (ص64). دستِ‌کم یک خط اطلاعات می‌توانست موقعیت این‌ها را برای خواننده روشن سازد.

موضوع‌ها نیز از بی‌توجهی در گویاسازی در امان نبوده‌اند. برای مثال هنگام اشاره به فرمان امام خمینی به سربازان مبنی بر «پادگان‌ها را تخلیه کنید» (ص24) می‌شد تاریخ و متن فرمایش حضرت امام[3] را در زیرنویس آورد؛ زیرا کمی بعد برای خودِ مصاحبه‌کننده این سؤال به‌وجود آمده که راوی، پادگان را چند روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ترک کرده است.

«تک» در صفحه 64 «آخرین هماهنگی پس از شروع عملیات» معنی شده که درست به نظر نمی‌رسد. تک در اصطلاح به معنی حمله کردن است و در فرهنگ نظامی به عملی آفندی گفته می‌شود که به‌منظور اجرای مأموریت محوله انجام می‌شود. به عبارتی دیگر در اصطلاح نظامی تک هر نوع عملیات آفندی قاطعانه و سریع است که در آن از آتش و حرکت برای تصرف هدفی معین استفاده می‌شود.

ویرایشی: به‌رغم روان بودن متن، ویرایش نسبتاً خوب اثر و کمبود غلط‌های نگارشی و ویرایشی، هنگام مطالعه کتاب مواردی به چشم می‌خورد. مثلاً:

استفاده نکردن از فاصله مثلاً: به‌علت (ص13)، درکل (ص15).

می‌مک (ص71؛ به‌جایِ: میمک)؛ امورات (ص88؛ به‌جایِ: امور)؛ اخلاقی و مذهب (ص89؛ به‌جایِ: ... و مذهبی).

از ضد انقلاب آلوده شده بود (ص38؛ به‌جایِ: به ضد انقلاب...)؛ دشمن برای آشوب‌کردن کشور (ص26؛ به‌جایِ: دشمن برای به آشوب‌کشیدن کشور)؛ شب قبل از عملیات من خواب دیدم (ص66؛ به‌جایِ: دیده بودم).

موارد ذکر شده، هرچند نسبت به زحمتی که مصاحبه‌کننده و به‌ویژه مصاحبه‌شونده برای تولید این اثر متحمل شده‌اند ناچیز است، اما این وجیزه به نگارش درآمد تا در صورت چاپ دوم بر غنای شکلی کتاب افزوده شود.

 البته با توجه به شمارگان 10000 نسخه‌ای ذکر شده در شناسنامه برای چاپ اول، به نظر نمی‌رسد چاپ دوم به ‌زودی منتشر شود.

 

[1]. خواه به صورت هر چه نزدیک‌تر به روند مصاحبه منتشر شده باشد (که در آن پرسش و پاسخ بدون هیچ گونه جرح و تعدیلی (یا با کمترین تغییرات) منتشر می‌شود) و خواه مصاحبه‌ها با رعایت تقدم و تأخر پرسش‌ها، مرتب‌شده و ضمن ویرایش ادبی اثر، از گویاسازی برای درک بهتر مطالب استفاده شده باشد. هر دو روش به‌نوعی «جلسه‌محور» هستند.

[2]. یا چه اشخاصی.

[3]- امام خمینی در یازدهم آذر 1357 (آغاز محرم 1399) پیامی از نوفل‌ لوشاتو ارسال فرمودند که در قسمتی از آن گفته شده بود: «از سربازان سراسر کشور خواستارم که از سربازخانه‌ها فرار کنند، این وظیفه‌ای است شرعی که در خدمت ستمکار نباید بود» (امام خمینی، 1389، ج 5‌، ص154-152).



 
تعداد بازدید: 59



http://oral-history.ir/?page=post&id=13024