تاریخ شفاهی :: اسب دیوانه، وقایع‌نگارِ تاریخِ شفاهیِ خانوادگیِ رهبرِ لاکوتا

اسب دیوانه، وقایع‌نگارِ تاریخِ شفاهیِ خانوادگیِ رهبرِ لاکوتا

اندرو د. برازیگ[1]
ترجمه: نرگس صالح‌نژاد

21 خرداد 1397


تورینگتون[2]؛ این یک میراث خانوادگی است که طی ۱۴۰ سال ساخته شده است.

این تاریخ با مرگ رهبر سرخ‌پوستان لاکوتا، موسوم به اسب دیوانه[3]، در 5 سپتامبر 1877 در فروت رابینسون[4] در زمین بنگاه ابر قرمز[5] در شمال غرب نبراسکا شروع شد. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ قوم لاکوتا و همچنین خانواده او بود و باعث شد فرزندان او بیش از یک قرن پنهان بمانند.

روز هفتم ژوئن2018، قطعه‌ای از این میراث در ساختمان جنبی کتابخانه گوشن کانتی[6] پیدا شد؛ در کاری که دو برادر به نام‌های فلوید کلون پدر و عقاب جنگی داگلاس[7]، نوه‌های اسب دیوانه و ویلیام ب. ماتسون[8] مستندساز و نویسنده کتاب اسب دیوانه: زندگی و میراث جنگجوی لاکوتا[9] ارایه کردند.

 

کلون گفت: در حالی که از اواخر قرن نوزدهم صدها کتاب در مورد زندگی اسب دیوانه و قوم لاکوتا وجود دارد، محتویات اثر ماتسون- متشکل از تاریخ‌های شفاهی که نوادگان اسب دیوانه در اختیار گذاشته‌اند- اگر نگوییم همه، بخش عمده‌ای از آنچه قبلاً در این باره نوشته شده را نقض می‌کند.

کلون گفت: این کتاب «در دفاع از این خانواده و بر پایه حقیقت استوار است؛ حقایقی که می‌خواهیم برای مردم خود تصحیح کنیم.» و نیز ادامه داد: «تمام کتاب‌هایی که در مورد پدربزرگ ما نوشته شده، تا زمانی که ما این کتاب را نوشتیم، بیشتر تخیلی و داستانی بوده‌اند. آنها بر پایه فرضیات استوار بودند، نه حقایق.»

ماتسون اعتقاد دارد، پدرش الهام‌بخش این کتاب بوده است که در جنگ جهانی دوم در هنگ هفتم سواره‌نظام خدمت می‌کرد- همان هنگی که در جنگ لیتل بیگ هورن[10] در سال 1876 خیلی‌ها را کشت.

ماتسون گفت: یک معلم سختگیر با دست گذاشتن بر روی تاریخ این قوم، از شاگردانش - از جمله پدر ماتسون- می‌پرسد چه کسی برنده جنگ لیتل بیگ هورن بود. و زمانی که پدرش پاسخ می‌دهد: «سرخ‌پوستان»، به دلیل جواب اشتباه مجازات و تنبیه شده است.

ماتسون گفت: «او این کین را به دل گرفت و آن را به پسرش منتقل کرد.»

او گفت: این خشم و کین باعث برافروختن اشتیاقی برای یادگیری بیشتر در مورد فرهنگ و تاریخ مردمان محلی شمال آمریکا، بویژه لاکوتا، شد. پدر او قصد کرد که تحقیق کند و کتابی بنویسد، اما هیچ‌وقت این کار به پایان نرسید. پدرش در بستر مرگ این علاقه واشتیاق را به پسرش منتقل کرد.

ماتسون گفت: «من تمام کتاب‌های مختلف در مورد این جنگ را خواندم- حدود 300 کتاب- و نتیجه این بود که آنها در تاریخ و زمان وقوع حوادث با یکدیگر همخوان نیستند. این تاریخ پر از مسئله است. اولین چیزی که پیدا کردم، این بود که کسانی که این تاریخ‌ها را نوشته‌اند چندان از میان مردم بومی نبوده‌اند. من تصمیم گرفتم برخی از آنها را بیابم.»

اسب دیوانه (1877-1842م)

نهایتاً آنچه ماتسون به دنبالش بود او را برای آغاز کار به زندگی اسب دیوانه رساند و به‌واسطه چند شروع اشتباه و طی کردن گام‌های پر پیچ و خم، او توانست کلون و عقاب جنگ را ملاقات کند.

ماتسون ‌گفت: «آنها گفتند ما به شما ماجراهای واقعی را می‌گوییم، اگر در این کار قلباً صادق باشی»؛ پس او را به منزلشان دعوت کردند. و ادامه داد: «شنیدن آهنگ‌ها و نیایش‌های آنان یک تجربه واقعاً فوق‌العاده بود.»

ماتسون ‌گفت: «پس از آن، به آنها گفتم، کاش زبان شما را می‌دانستم و با شما آواز می‌خواندم.» یکی از مردانی که مسئول برپا کردن آتش‌ بود، گفت: «آنها به من اجازه وارد شدن به این محفل را نمی‌دهند. من آهنگ‌های مرل هگرد[11] را می‌خوانم» و آنگاه بود که متوجه شدم در آن جمع پذیرفته شده‌ام.»

کلون و عقاب جنگی می‌گویند، این کتاب اولین روایت‌های خانوادگی را نشان می‌دهد. مدت زمان کوتاهی پس از اینکه اسب دیوانه خود را در فورت رابینسون[12] تسلیم کرد و کشته شد، این خانواده از انظار پنهان شدند و بیش از یک قرن دچار این هراس بودند که چگونه جان خود را حفظ کنند.

کلون گفت: «هنگامی که پدربزرگ ما در فورت رابینسون کشته شد، به این دلیل بود که دولت از او می‌ترسید. زمانی که دولت از چیزی می‌ترسد، آن را نابود می‌کند.»

او گفت: «سال‌های متمادی پدر من نمی‌توانست بگوید «اسب دیوانه عموی من است»، وقتی بچه بودیم، به ما می‌گفتند به مردم نگویید که از اعضای خانواده اسب دیوانه هستید.»

ماتسون گفت: داستان زندگی اسب دیوانه و نوشته‌های مشابه آن درباره تاریخ بومیان شمال آمریکا روایت‌های مهمی برای گفتن هستند. این بخشی از تاریخ آمریکا است که اغلب نادیده گرفته شده است.

او گفت: «جای چنین کتاب‌هایی در مدارس است، تاریخ آمریکا با کریستف کلمب آغاز نمی‌شود. بلکه مدت‌ها پیش از آن آغاز شده است. تاریخی وجود دارد که از دست رفته است.»

 

 

[1] Andrew D. Brosig

[2]. Torrington

تورینگتون، شهری در ایالت کنتیکت در شمال شرق ایالات متحده آمریکا است. م.

[3]. Crazy Horse:

اسب دیوانه متولد ۱۸۴۲ در داکوتای جنوبی، نام یکی از رهبران سرخ‌پوستان آمریکا بود. وی متعلق به قبیله لاکوتا بود. م.

[4].Fort Robinson

[5]. Red Cloud Agency

یک بنگاه سرخپوستی در منطقۀ اوگلالا لاکوتا از سال 1871 تا 1878 بود. این بنگاه قبل از انتقال به داکوتای جنوبی در سه منطقه مختلف وایومینگ و نبراسکا قرار داشت. سپس به منطقۀ حفاظت شده پاین ریجPine Ridge  تغییر نام داد. م.

[6]. Goshen County

 شهرستان گوشن یک سکونت‌گاه در ایالات متحده آمریکا است که در وایومینگ واقع شده‌است. م.

[7].Floyd Clown Sr. and Douglas War Eagle

[8].William B. Matson

[9].The Lakota Warrior’s Life and Legacy

[10]. .Little Big Horn

نبرد لیتل بیگ‌ هورن نام نبردی مهم در جنگ‌های سرخ‌پوستان است که در تاریخ ۲۵ و ۲۶ ژوئیه ۱۸۷۶ در نزدیکی رود بیگ‌ هورن در قلمرو داکوتا رخ داد. م.

[11].. Merle Haggard

مرل رونالد هَگِرد؛ آهنگساز، خواننده، ترانه‌سرا و نوازنده موسیقی سبک کانتری و وسترن آمریکایی بود. وی از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ مشغول فعالیت بود. مرل هگرد در سال ۱۹۹۴ به عضویت تالار مشاهیر موسیقی کانتری و در سال ۱۹۹۷ به عضویت تالار مشاهیر اکلاهما درآمد. م.

[12] Fort Robinson


د لینگل گاید
 
تعداد بازدید: 267



http://oral-history.ir/?page=post&id=7845