تاریخ شفاهی، نوعی سند است

یکی از سؤالات مورّخان تاریخ شفاهی آن است که: آیا در ثبت تاریخ شفاهی و تدوین متن آن نیاز به اسناد مکتوب و... وجود دارد یا خیر؟ مروری بر انواع اسناد و ماهیت تاریخ شفاهی می‌تواند پاسخ‌گوی این سؤال باشد.

خاطرات اعظم خسته‌فر از جهاد سازندگی و امدادگری

بیمارستان داخل قطار

از آبان 1359 تا اواخر خرداد 1360 با قطار می‌رفتیم. این قطار تا این حدود از جنگ فعال بود. وقتی در مناطق جنگی بیمارستان صحرایی ایجاد یا بیمارستان‌های مناطق جنگی را مجهزتر کردند، دیگر نیازی به اعزام این قطار نبود.

خاطرات مهرعلی دستجردی

مهرعلی دستجردی، رزمنده و آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان شصت‌وچهارمین برنامه شب خاطره (4 تیر 1377) بود. او در این برنامه از دوران اسارت خود در اردوگاه‌های ارتش صدام خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

«گذری در تاریخ» با خاطرات رئیس سازمان انرژی اتمی

خاطرات او به مناسبت حضوری که در بدنه دولت‌های جمهوری اسلامی ایران داشته، خاطراتی از این دولت‌ها هم محسوب می‌شود. این روایت نکته‌های بسیاری هم درباره تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران در طول حدود چهل سال گذشته از عمر آن در بر دارد.

شب خاطره مردم‌محور

اگر مساجد نقش پررنگ‌تری در برگزاری شب‌های خاطره و ثبت خاطرات رزمندگان و پشتیبانان رزمندگان ایفا کنند، توفیق در ثبت و ضبط خاطرات بیشتر می‌گردد. چنین مراسمی وقتی ماندگار می‌شود که از پایگاه مردمی برخوردار و برنامه‌ریزی و اجرای آن با مردم باشد.

یادداشت‌های خرمشهر - 3

ساعت 8 صبح از شوش به طرف سایت 4 دزفول حرکت کردیم و بعد از بازدید از سایت که منهدم شده بود به دزفول برگشتیم. منطقه سایت در حمله فتح‌المبین از دشمن بازپس گرفته شده بود. ساعت 10 صبح از پل نادری کرخه عبور کرده به رودخانه دزفول رفتیم. نماز جماعت را زیر پل دزفول برپا کردیم.

اسناد و تاریخ‌ شفاهی، تعاملی دوسویه دارند

تاریخ شفاهی در روند پژوهش به یک سند تبدیل می‌شود و سند هم بر تاریخ شفاهی تأثیر می‌گذارد. اگر در تولید تاریخ شفاهی چارچوب‌های تحقیق رعایت و به راستی‌آزمایی پرداخته شود به یک منبع دست اول تاریخی دست پیدا می‌کنیم.

با خاطرات علی فدایی

فقط خربزه مانده است!

چون گلوله‌های زیادی شلیک کرده بودم، چیزی نمی‌‌شنیدم. مدام می‌پرسیدم صدای تانک از کجا می‌آید و او به سمتی اشاره می‌کرد و من شلیک می‌کردم. در آن تاریکی مطلق‌، گلوله را به برجک تانکی زدیم. منفجر شدن این تانک باعث شد که...

خاطرات محمد اکرمی

محمد اکرمی، رزمنده دوران دفاع مقدس، مهمان شصت‌ودومین برنامه شب خاطره (7 اسفند 1376) بود. او در این برنامه از عملیات بیت‌المقدس 4 که در منطقه شاخ‌شمیران انجام شد، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

روایت نوجوانی در کتاب «سربازان نیار»

وقتی از کوچه و بازار رد می‌شدم،‌ مردم مرا به همدیگر نشان می‌دادند و می‌گفتند از جبهه آمده‌ام. بزرگ‌ترها و همسایه‌ها با میوه و شیرینی به دیدنم می‌آمدند. ریش سفیدها از وضعیت جبهه و جنگ پرسیدند و گفتند: «با این سن و سال واقعاً جهاد کردی!»

خاطراتی از دنیای ورزش و ورزشکاران

وقتی عصبانی می‌شود، کسی جرات ندارد به چشمانش نگاه کند. اگر به شما موقعیت و شانسی را می‌دهد و از آن استفاده نکنید، می‌توانید بیرون استادیوم هات‌داگ بفروشید. با بازیکن‌ها اصلا گپ نمی‌زند. او بازیکن‌ها را خرد می‌کند و از اول می‌سازد.
 

یادداشت‌های خرمشهر - 3

ساعت 8 صبح از شوش به طرف سایت 4 دزفول حرکت کردیم و بعد از بازدید از سایت که منهدم شده بود به دزفول برگشتیم. منطقه سایت در حمله فتح‌المبین از دشمن بازپس گرفته شده بود. ساعت 10 صبح از پل نادری کرخه عبور کرده به رودخانه دزفول رفتیم. نماز جماعت را زیر پل دزفول برپا کردیم.