تاریخ شفاهی؛ قدرت روایت شاهد عینی

ترجمه: نرگس صالح‌نژاد

13 شهريور 1396


درباره تصویر: سربازان زن می‌آموزند که چگونه با اسلحه کار کنند؛ مسکو، 9 سپتامبر 1941. سوتلانا الکسیویچ[1] با زنان جوانی گفت‌وگو کرده است که «حیات‌شان به شدت تحت تأثیر زندگی در جبهه جنگ قرار گرفته است. کسانی که تجربه‌شان از جنگ یا به کلی از میان رفته و یا در روایت دیگران گنجانده شده است.» عکس از تاس/ پی ای.[2]

 

 

لحظات بزرگ تاریخ زمانی جان می‌یابند که یک قلم پویا مشاهدات افرادی که خود در آنجا حضور داشته‌اند را به رشته تحریر درآورد.

ماه اوت امسال [مطابق با 10 مرداد تا 9 شهریور 1396] ماه سالگردهاست؛ ۱۰۰ سال از زمان آغاز گلوله‌باران پاسچمیندائل[3] و ۷۰ سال از زمان استقلال هند می‌گذرد. روایت‌های هر رویداد تاریخی از طریق صدای مردمی که از آن جان سالم به ‌در برده‌اند و البته اغلب ایشان مرده‌اند، تصویر شده است. قدرت جادویی و حس قوی ناشی از شنیدن صداهای معتبر، درک و دریافت هر سکوت و مکث، زیروبم‌های خاص، لاف‌های دلیری و شجاعت و لحن وحشت‌زده یادآوری خاطرات، اینها تاریخ اسناد و کتاب‌های درسی نیستند، اینها کلمات پول و قدرت نیستند، اینها چیزهایی هستند که برای مردان و زنانی اتفاق افتاده‌اند که در عرصه بودند.

تاریخ شفاهی، جمع‌آوری خاطرات مردم عادی به ‌عنوان بخشی ارزشمند از روایت دوران یا یک رویداد از دیدگاه کسانی است که درگیر آن بوده‌اند، نه از دیدگاه نخبگان که سازمان‌دهی شده‌ باشد. تاریخ شفاهی جوان‌تر و نوپاتر از دو سالگرد دیگری است که در این ماه جشن گرفته شدند. تاریخ شفاهی که از دهه ۱۹۵۰ شروع به رشد و توسعه کرد، به تجهیزات ضبط قابل حمل و دستی و اشتیاق برای یک تاریخ جدید وابسته است، تاریخ دموکراتیک را قطعات رادیویی چارلز پارکر[4] پایه‌گذاری کرد. او از طریق موسیقی و فعالان محلی مانند ایوان مک‌کلن[5] و پگی سیگر[6] زندگی حرفه‌ای ماهی‌گیران و کارگران صنعت فولاد، معدن‌چیان و آهنگران و زنانی را ثبت کرد که پابه‌پای آنها کار می‌کردند. آنها مجموعه‌ای از مستند‌های رادیویی تولید کردند که کاملاً در جهت مخالف برنامه‌هایی بود که بی‌بی‌سی تا آن زمان تولید کرده بود: ترکیبی از صدا و ترانه برای شکستن طلسم زمان و مکان فارغ از هر چیز دیگری.

هم‌زمان مورخ و جامعه‌شناس، پل تامسن نیز بنیان‌گذار پیشرفتی موازی بود؛ او بخشی گسترده‌تر از تاریخ‌نگاری گسترده چپ را آغاز کرد که زندگی مردم عادی را برای بیان روایت‌ تاریخی از پایین به‌ عنوان راهی برای بیان پیام‌های چپ در مورد قدرت و سازمان جست‌وجو می‌کرد. این امر به نوبه خود منجر به بحث در مورد نقش‌های نسبی سوژه و مصاحبه‌کننده، ماهیت روایت‌هایی که مردم از خودشان ساخته‌اند و اقتدار کسانی شد که برای ارائه تفسیری متفاوت به صدای آنها گوش می‌دهند. تاریخ شفاهی از مرزهای بایگانی و صدا عبور می‌کند تا به چیزی جدید دست یابد: یک ابزار فرهنگی.

این امر در مورد برنده جایزه نوبل، سوتلانا الکسیویچ[7] بیشتر صادق است؛‌ اولین کتاب او در مورد زنانی بود که در جنگ جهانی دوم در ارتش شوروی جنگیدند. این کتاب به تازگی به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شده است. چهره غیرزنانه جنگ[8] اولین بار در سال ۱۹۸۵ در روسیه منتشر شد و شامل مصاحبه‌هایی بود که در دهه ۱۹۷۰ صورت گرفته بود، زمانی که افسانه جنگ کبیر میهنی[9] هنوز ابزار اصلی هویت ملی روسیه بود؛ همان‌طور که در دوره ولادیمیر پوتین دوباره برقرار شد.

کهنه‌سربازانی که خانم الکسیویچ با آنها مصاحبه کرده بود، هیچ‌گاه به خودشان به‌عنوان یک فرد نگاه نکرده بودند، زنان جوانی که حیات‌شان به شدت تحت تأثیر زندگی در جبهه جنگ قرار گرفته بود. در عوض تجربه آنان از جنگ کاملاً ناپدید و محو شده بود یا به روایت شخص دیگری وارد شده بود. خانم الکسیویچ در فرآیند بازگرداندن خاطرات آنها به خودشان- نظیر دستور برای این که ‌ظاهر زیبا داشته باشند، یا صدای عبور تانک‌ها از روی بدن‌ سربازان، یا تجربه کشتن- یک گزارش هماهنگ از آنچه که معنای انسانیت است آفرید؛ کلماتی روی کاغذ که در سر خواننده چون آهنگ سوگ مردگان به صدا در‌می‌آید.

سوتلانا الکسیویچ به درستی می‌گوید که یک نویسنده است نه یک مورخ. واژگان راویان در دستان او، آنگاه که نوشته می‌شوند، ظرافت تجربیات افراد را منتقل می‌کنند، زیرا قدرت شهادت عینی را در خود دارند.

 

 

[1] Svetlana Alexievich

[2] Tass/PA Images

[3]. Passchendaele: این نبرد توسط متحدان در برابر امپراتوری آلمان آغاز شد. نبرد در جبهه غربی از ماه جولای تا نوامبر 1917 صورت گرفت تا بتواند کنترل جبهه‌های جنوبی و شرقی شهر ایپرس در بلژیک در غرب فلاندرز را به دست بگیرد. این منطقه - آخرین خط باریک شرق ایپرس - در پنج مایلی راه آهن روئلر قرار داشت که برای سیستم تامین نیروی ارتش چهارم آلمان حیاتی بود.

[4]. Charles Parker

[5]. Ewan MacColl

[6]. Peggy Seeger

[7]. Svetlana Alexievich

[8] The Unwomanly Face of War

[9] the Great Patriotic War


گاردین
 
تعداد بازدید: 132


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

سال‌های تنهایی-9

زیرچشمی، همه‌جا را در کنترل داشتم؛ نگهبان، یک نفر را از روی صندلی بلند کرد و برد. بعد از حدود ده دقیقه، صدای نامأنوسی مثل شکستن میز به گوش رسید و چند لحظه بعد، نفر دیگری را بردند و باز همان صدای شکستن. هوا کاملاً تاریک بود و در محلّی شبیه به پادگان دورافتاده‌ای قرار داشتیم. تنها چیزی که به فکرم رسید، این بود که اینجا آخر خط است و احتمالاً تک‌تک می‌برند و اعدام می‌کنند. به هر حال دنیا جای ماندن همیشگی نیست.