دانش‌آموزان، تاریخ شفاهی مهاجران را به اشتراک می‌گذارند

ماری کیت مک‌گوان[1]
ترجمه: نرگس صالح‌نژاد

22 خرداد 1396


درباره عکس: دانش‌آموزان کلاس دهم در انجمن جهانی‌سازی دبیرستان پاپ، درباره طرح یک ساله خود صحبت می‌کنند که بر تاریخ شفاهی و مهاجرت تمرکز دارد.

 

هفده دانش‌آموز سال دهم دبیرستان پاپ در ایست کاب[2] مورخان تاریخ شفاهی برای جست‌وجو درباره مهاجرت شدند.

با کمک برنامه مطالعاتی موزه دانشگاه ایالتی کنساو جورجیا[3] دانش‌آموزان دبیرستان پاپ که بخشی از آکادمی انجمن جهانی‌سازی هستند، موظف به یادگیری داستان‌ مهاجرت و ایجاد یک پادکست (صدای ضبط شده به صورت آنلاین) شدند. انجمن جهانی شدن، برنامه‌ای تخصصی در دبیرستان است که روی زبان هنر و تاریخ متمرکز است.

هفده دانش‌آموز باید ۹ پادکست ایجاد کنند که داستان مهاجرت از کشورهایی از جمله ونزوئلا، لبنان، اسکاتلند و فلسطین اشغالی را در بر می‌گیرد. سیدنی ساندرز[4] دانش‌آموز سال دوم این دبیرستان، با میا ونکتچلم[5] مهاجری از هند صحبت می‌کند که با مادر سیدنی کار می‌کند و برنامه‌نویس کامپیوتر است. سیدنی شانزده ساله می‌گوید: «اولین مصاحبه به صورت غیر رسمی انجام می‌شد، بنابراین ما توانستیم رابطه دوستانه‌ای با مردمی برقرار کنیم که می‌خواستیم با ایشان حرف بزنیم.»

دفعه بعد سیدنی، میا را برای مصاحبه‌ای یک ساعته برای ساخت پادکست ملاقات کرد که طی آن میا داستان خودش را بیان کرد؛ او اولین بار به دلیل شغل همسرش به آمریکا آمده بود. سیدنی می‌گوید که میا و همسرش به هندوستان بازگشتند، اما مجدداً به آمریکا برگشتند. او می گوید که صحبت با میا و اتمام طرح یک ساله دیدگاه او را درباره مهاجرت تغییر داد: «مردم تمایل دارند فقط به این فکر کنند که مهاجرت فقط جابه‌جایی مردم از مکانی به مکان دیگر است. من فکر می‌کنم ما واقعاً درک نکردیم یا متوجه نشدیم که هر مهاجر داستانی کاملاً منحصر‌به‌فرد و متفاوت دارد. از طریق این طرح و گوش دادن به تمام داستان‌‌های دیگر و مصاحبه‌ها و پادکست‌ها، شما واقعاً درک خواهید کرد فرآیند یک مهاجرت تا چه حد برای هر فردی سخت و متفاوت است.»

همکلاسی‌های او، کارن لی[6] و کریستین لی[7] داستان مهاجری کره‌ای به نام هی‌سونگ شین[8] را بیان کردند. شین، یک کشیش جوان در کلیسای مسیحی چینی آتلانتا، در کره به ‌دنیا آمد و در ۸ سالگی به نیوجرسی مهاجرت کرد. در ۲۶ سالگی به چین رفت و ۷ سال به‌ عنوان مبلغ مذهبی آنجا بود تا این که سه سال قبل به آمریکا بازگشت. کارن لی می‌گوید که پس از شنیدن داستان شین، ارتباط بیشتری با او احساس می‌کرد. کارن در مورد خودش و کریستین می‌گوید: «ما هر دو فرزندان مهاجرت هستیم. این داستان مسلماً به ما کمک می‌کند. والدین ما در مورد برخی مسائل آموزش‌هایی به ما داده‌اند، اما در مورد آن چندان آگاه نبودیم.» شین درباره این مصاحبه می‌گوید که به اشتراک گذاشتن داستانش با دانش‌آموزان پاپ تجربه‌ای عالی بود: «جهانی شدن و مهاجرت اثر قابل توجهی روی هر فرد در این اتاق دارد. سؤال واقعی این است که آیا دانش‌آموزان برای آن آماده هستند یا نه؟»

همان‌طور که دانش‌آموزان بیشتر درباره داستان‌های شرکت‌کنندگان می‌آموزند و تفاوت‌های سفرهای آنها را می‌بینند، برخی دانش‌آموزان می‌گویند عقیده آنان در مورد مهاجرت تغییر کرده است. کریستین لی می‌گوید: «تغییر در آموزش برای مدارا بین مردمانی با پیش‌زمینه‌های مختلف نیاز است و به درک مردم کمک بسیاری می‌کند.»

 


[1] Mary Kate McGowan

[2] EAST COBB

[3] Kennesaw State University’s museum studies program

[4] Sydney Sanders

[5] Meya Venkatachalam

[6] Karen Li

[7] Christine Li

[8] HeeSung Shin


روزنامه ماریتا
 
تعداد بازدید: 101


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

نبرد هور – 7

شب بسیار تاریکی بود. ماه، پنهان بود و آسمان، صاف. تاریکی شدید، نیروی هوایی ما را مجبور کرد که منورهایی را در آسمان منطقه پخش کند. در زیر نور این منورها، فرار نیروهای گریزان عراقی دیده می‌شد. سرهنگ علی حنتوش – فرمانده گردان دوم نیروهای خاص– می‌گفت: «اگر نیروهای ایران با این سرعت پیش بیایند، به زودی از العزیر رد شده، به العماره خواهند رسید.»