خاطرات ایرج شاه‌حسینی


13 ارديبهشت 1396


ایرج شاه‌حسینی، رزمنده دوران دفاع مقدس و از نیروهای شهید محمد جهان‌آرا در خرمشهر، مهمان بیست‌وچهارمین برنامه شب خاطره (12 آبان 1373) بوده است. او در این برنامه، خاطره‌ای از مأموریت عبور از خط اول نیروهای دشمن در خرمشهر و خاطره‌‌ای از کماندوها و یک پسر پانزده ساله عراقی تعریف کرد. این روایت را ببینیم.

تاکنون 279 برنامه شب خاطره از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده چهارم خرداد 1396 برگزار می‌شود.

آرشیو

دانلود

کمتر بیان شده‌هایی که در شب خاطره 279 ثبت شدند



 
تعداد بازدید: 728


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

سال‌های تنهایی -10

صدای چرخ‌دستی آمد و پنجره برای شام باز شد. غذایی به اسم خورش، امّا در واقع، آب گرمی رنگی! نان را در آن تریت کردم و ناهار و شام را یک‌جا خوردم. بعد از شام، در زدم، نگهبان آمد. با علامت، کبریت را نشان دادم. کبریتی از جیبش آورد و به من داد. ایستاد تا سیگارم را روشن کنم. با یک حرکت سریع، تعدادی از چوب‌های کبریت را برداشتم و بعد از روشن کردن سیگار، بقیه کبریت را پس دادم. دریچه که بسته شد چوب‌ها را داخل پوتین گذاشتم.