هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-25

فرمانده یگان به من مأموریت داد تا برای آوردن چند صندوق چوبی خالی، برای ساختن سنگر‌های مخصوص پزشکان به منطقه سوسنگرد بروم. از دریافت این مأموریت بسیار خوشحال شدم،‌ زیرا دوست داشتم از نزدیک با موقعیت نبرد سوسنگرد آشنا شوم...

تاریخ شفاهی دکتر کاظمی آشتیانی و پژوهشگاه رویان

محققان رویان با کمبود امکانات دست‌وپنجه نرم می‌کردند و به شدت باید در همه چیز، از وسایل و امکانات آزمایشگاهی تا خورد و خوراک صرفه‌جویی می‌کردند؛ وگرنه بودجه مقرری کفاف کارهای لازم و ضروری را نمی‌داد. شرایط به قدری سخت و اضطراری بود که...

استخراج ابعاد مدیریت شهید خرازی از میانِ تاریخ شفاهی

محقق با تکیه بر مصاحبه تاریخ شفاهی با بیش از صد نفر از همرزمان، دوستان و خانواده شهید حسین خرازی، به واکاوی جنبه‌های معنوی، اجتماعی و نظامی این فرمانده دفاع مقدس پرداخته و شخصیت مدیریتی او را تبیین کرده است.

خاطرات زاگرس میلانی

زاگرس میلانی، رزمنده و آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان نودویکمین برنامه شب خاطره (6 بهمن 1379) بود. او از سال 1362 و اسارتش در اردوگاه‌های ارتش صدام، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-24

ارتش عراق از کادر غیر نظامی وزارت راه بهره‌برداری می‌کرد. گروهی از آن افراد اقدام به تخریب را‌ه‌آهن اهواز ـ خرمشهر کردند و از چوب و آهن آن ـ حتی ریگ‌های اطراف خط آهن ـ برای احداث راه‌هایی برای نیرو‌ها استفاده کردند.

تاریخ شفاهی هیئت‌های مذهبی و یک غفلت بزرگ

هیئت‌ها در دهه‌های اخیر ارتباط تنگاتنگی با پدیده‌هایی مثل انقلاب اسلامی و دفاع مقدس داشته‌اند و به‌رغم کارهای متعدد در هر دو عرصه، تاکنون پژوهش درخور توجهی پیرامون تاریخچه هیئت‌های عزاداری و نقش آنها در تحولات تاریخ معاصر انجام نشده است.

سیصدوپنجمین شب خاطره

خاطره‌گویی شهردار تهران و سه راوی دیگر به‌یاد شناسایی «بمو»

برای شناسایی بمو که می‌رفتیم، با موانعی مواجه بودیم. مانع اول ضد انقلابی بود که مقرهایی داشت و ما باید از کمین‌های آنها عبور می‌کردیم. مشکل دوم‌مان مواجهه با موانع طبیعی بود؛ بالا رفتن از صخره‌ها درحالی‌که اصلاً امکان عبور از آن مسیرها نبود...

حاصلی از طرح تاریخ شفاهی امام موسی صدر

«ایام غربت» به روایت دو بانو

گذشت زمان مصلحت‌انگاری راوی را تا اندازه بسیاری کاهش می‌دهد و سبب می‌شود که او با اطمینان بیشتری به بیان خاطرات خود بپردازد. چه‌بسا بسیاری از خاطرات که عمری در سینه شاهدی تاریخی باقی مانده، تنها اطلاعات موجود درباره شخص یا حادثه‌ای باشند.

گزارشی از یک تجربه

تولید تاریخ شفاهی با گردآوری حداکثری مدارک شفاهی

داده‌ها و مدارک شفاهی کنگره شهدا به چند دسته تقسیم می‌شوند: خاطرات والدین شهدا که در سال‌های گذشته توسط ارگان‌های مختلف ضبط و ثبت ‌شده، خاطرات رزمندگان که به اشکال گوناگون بیان شده و داده‌های حاصل از مصاحبه‌هایی که در سیستم هوشمند کنگره بایگانی شده‌اند.

خاطرات علی بابکی

سال 1361 و در 17 سالگی از قم به جبهه رفت. در عملیات محرم در همان سال، در میدان مین از ناحیه‌های چشم و دست و پا مجروح شد. او از سال 1361 و مجروح شدنش در عملیات، خاطره گفته است.
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-25

فرمانده یگان به من مأموریت داد تا برای آوردن چند صندوق چوبی خالی، برای ساختن سنگر‌های مخصوص پزشکان به منطقه سوسنگرد بروم. از دریافت این مأموریت بسیار خوشحال شدم،‌ زیرا دوست داشتم از نزدیک با موقعیت نبرد سوسنگرد آشنا شوم...