فضای خاطره نویسی ما

وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی باعث ظهور رویکرد شفاهی در تاریخ‌نگاری معاصر ما گردید، امّا برای رسیدن به استانداردی مورد قبول، چون و چراهای زیادی لازم است. دور شدن از ملاحظه‌کاری‌های سیاسی برای تاریخ‌نگاری انقلاب ممکن است توقعی بیش از حد به نظر آید، با این حال از ضرورت آن چیزی نخواهد کاست. همچنین در تدوین تاریخ شفاهی دوران دفاع مقدس، که سرشار از فداکاری و اخلاص و رشادت بوده است، ‌باید از موانعی چون روزمرگی، پراکنده‌کاری، بی‌برنامه‌گی و کمبودهای سخت‌افزاری گذر نماییم تا بتوانیم حق مطلب را تا حدودی ادا کنیم.

به آن روز نزدیک امیدوارم

فقط حرفه‌ای‌ها کارش را می‌بینند. او پشت پرده است. برای کارش مثال‌های متفاوتی می‌آورند. یکی که جبر حساب و کتاب زندگی امانش را می‌بُر‌ّد و خسته می‌شود، دیگری برای دوا و دکتر چشمش بیمه‌ای ندارد. که عمری خود را مسئول تر‌و‌خشک کردن نوشته‌های این‌و‌آن می‌داند. سوی دیگر و روی دیگر این سکه جادوی کلمه است. کلمه‌هایی که پشت هم رج می‌کشند و در مقابل چشمان خواننده رژه می‌روند، پرکشش و جذاب خواننده را مسحور عرصة جولان‌دهی خود می‌کنند. حال شعر باشد، داستان، نمایشنامه یا هر‌چیز دیگری. مهم ویرایش آن است که نوشته‌ای زیبا و روان چشم را روی کاغذ بلغزاند

کودتای ٬١٢٩٩ دولت مصدق ٬ نفت و تاریخ

در فروردین ماه سال ١٣٧٥ در مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران با آقای حسین مکی ٬ مورخ سرشناس تاریخ معاصر ٬ گفتگویی صورت گرفت. این گفتگو ٨ ساعت به درازا کشید ٬ آقای مکی با حوصله تمام سخن گفت ٬ و حاضر در جلسه ٬ و نه مکی ٨٥ ساله ٬ این گفتگو « جوانان » سرانجام به علت خستگی پایان یافت.

دشواری پژوهشگر بودن

کتاب «هنر در گرماگرم انقلاب» رسماً‌ از سال 1381 آغاز شد؛ البته با پشتوانه‌ای که از دو ـ سه سال قبل فراهم کرده بودم. در این سال من در پژوهشگاه فرهنگ و معارف مشغول به کار شدم و در آغاز کارم طرحنامه هنر در گرماگرم انقلاب را به شورای پژوهشی دادم.

معادلات پیچیده تاریخ سیاسی معاصر کردستان

در حالی که هنوز شش ماه از انتشار جلد نخست «پس از60 سال» نگذشته است، به زودی چاپ دوم آن مجدداً به بازار عرضه می شود. قرار است در نمایشگاه کتاب اردیبهشت ماه 1389 نیز- پس از تکمیل گفت وگو با جلال طالبانی- جلد دوم این کتاب منتشر شود که در آن وقایع سال های 1989- 1966 یا 1368- 1345 بررسی و روایت می شود و توسط نشر علم در 3650 نسخه منتشر خواهد شد.

هم ذات پنداری باراویان نوارها

با جنگ ناآشنا نبودم، اما ادبیات جنگ برایم غریب و ناآشنا بود. اولین نوارهایی که پیاده کردم، روایت شناسایی ارتفاعات بمو بود. روایت‌ها برایم جالب و هیجان‌انگیز بود. هیچ‌وقت در مورد پیاده کردن نوار مشکل عمده‌ای نداشتم، اما گاهی کاست‌ها قدیمی و کیفیت آن‌ها آن‌قدر پایین بود که یا مجبور بودم از «هدفون» استفاده کنم و یا یک نوار را با صدای بلند، بارها گوش کنم تا متوجه صحبت‌های افراد بشوم. بعضی از نوارها در بحبوحة جنگ، داخل سنگر و یا چادر ضبط شده بود و صداهای حاشیه‌ای باعث می‌شد صدای اصلی و مورد نظر به‌سختی شنیده شود؛ مثل نوارهای مکالمات بی‌سیم و یا جلسات قرارگاه.

گفت و گو با دبیر ششمین نشست تخصصی تاریخ شفاهی

در نوزده آبان سال جاری نشست تخصصی و کارگاه آموزشی تاریخ شفاهی با همت گروه تاریخ دانشگاه اصفهان برگزار خواهد شد. به همین منظور سایت تاریخ شفاهی ایران در خصوص کم و کیف موضوعات و اهداف نشست مصاحبه ای تلفنی با آقای دکتر علی اکبر کجباف عضو هیئت علمی و گروه تاریخ دانشگاه اصفهان و دبیر این نشست انجام داد . مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید.

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم

دکتر باقر عاقلی فرزند حجت الاسلام شیخ محمد فقیه در سال 1308 ش در شهر قزوین متولد شد. تحصیلات دوران ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند و برای ادامه تحصیل و اخذ گواهی ششم متوسطه وارد مدرسه دارالفنون شد و در سال 1327 ش دیپلم گرفت. در سال 1331 ش از دانشکده حقوق دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی و قضایی فارغ التحصیل شد. سپس برای ادامه تحصیل وارد مدرسه علوم اداری شد و در سال 1334 به درجه فوق لیسانس نائل گردید و در سال 1338 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران از رساله دکترای خود دفاع کرد.

فراز و فرود مشروطیت ایران

فراز و فرود مشروطیت ایران در گفت و گوی مظفر شاهدی با عبدالله شهبازی (مورخ)

ملی شدن صنعت نفت و آراء علما و مراجع

با گذشت 50 سال از واقعه 28 مرداد 1332 و سقوط دولت دکتر مصدق به نظر می‎رسد هنوز در بعضی از محافل علمی، داوری منصفانه‎ای در مورد دوران ملی شدن صنعت نفت صورت نمی‎گیرد. بعضی دکتر مصدق را همچون ابلیس می‎دانند و شماری دیگر او را همچون قدیس می‎ستایند. شما شخصیت دکتر مصدق را چگونه می‎شناسید؟
...
35
 

صدای بال ملائک(9)

گلوله‌ها پیاپی خط ما را نشانه‌گذاری می‌کردند. جاده‌های تدارکات، از دست گلوله‌های توپ، چند روزی بود که کمتر ساعت آسایش و راحتی را گذرانده بود. سنگرهای کمین هم آرامشی نداشت. همه از دست پدافند تک‌لولی که زیر صخره‌ای بزرگ، پناه گرفته و گاه‌وبی‌گاه از فاصله هشت کیلومتری، گلوله‌ای آتشین هدیه می‌کرد، خسته شده بودند.